دوست داشتنی‌ها

January 16, 2012

اصغر فرهادی؛ نه یک کلمه بیش‌تر، نه یک کلمه کم‌تر....
+ ادامه
لينک مطلب | 8:21 AM


I guess that I miss you, I guess I forgive you

December 10, 2011

حالا که به «بدرود بغداد» مهدی نادری فکر می‌کنم، می‌بینم دوستانم، آن‌ها که حرفه و تخصص‌‌شان نوشتن درباره‌ی سینماست، حق دارند؛ مصطفی زمانی نادری خوشبختانه هیچ شباهتی به ورژن سلحشور ندارد، پانته‌آ بهرام - مثل همیشه - عالی است، عربی حرف زدن زمانی و بهرام هیچ توی ذوق نمی‌زند،...
+ ادامه


مسیح بازمصلوب

November 4, 2011

«مرگ کسب و کار من است» فیلم سخت و مخاطب‌گریزی است، از آن دست فیلم‌ها که برای دوست داشتن‌شان باید دنبال دلیل گشت و سکانس به سکانس پیش رفت. اولین فیلم ثقفی، نماهای دلچسبی دارد، با کادرهایی که در بعضی‌های‌شان می‌شود هوش و اندیشه‌ای خاص را به سادگی پیدا...
+ ادامه


سعادت‌ آباد

October 24, 2011

1. مهم‌ترین مساله‌ی پیش روی سعادت آباد، باور پذیر نبودن بخش‌هایی از روایت است؛ بی‌توجهی میری به خرده داستان‌های لاله و علی ( با بازی مهناز افشار و امیر آقایی)، گذشته‌ی آن‌ها و به حاشیه راندن‌شان، یکی از دلایلی است که روایت میری از داستانی کم و بیش تکراری...
+ ادامه


زندگی با چشمان بسته

September 7, 2011

خسته شدم از این سربالایی... پی‌نوشت: خب، من نمی‌دانم چرا بعضی‌ها گفته‌اند فیلم صدرعاملی فیلم خوبی نیست؛ فکر می‌کنم با این فرهاد آییش و پریوش نظریه و ترانه علیدوستی خوبی که فیلم دارد، با سکوت هوشمندانه‌ی حاکم بر فیلم و با قاب‌هایی که چندجایی نفس‌ات را بند می‌آورد، نمی‌شود...
+ ادامه
لينک مطلب | 10:22 PM


اینجا بدون من

July 19, 2011

از دیشب که «اینجا بدون من» را دیده‌ام، به این فکر می‌کنم که بهرام توکلی چه کار باید می‌کرد که نقطه عطف داستان‌اش، یعنی فرار احسان و سکانس داخل اتوبوس، بیشتر به چشم مخاطب می‌آمد و این‌طور حرام نمی‌شد. خب، «اینجا بدون من» آن‌قدرها که بعضی‌ها می‌گویند فیلم آزاردهنده‌ای...
+ ادامه
لينک مطلب | 10:54 PM


بعدازظهر سگی

April 10, 2011

سیدنی لومت که رفت، اما آخرش ما نفهمیدیم ابراهیم خان حاتمی‌کیا این «بعدازظهر نحس» را دید یا نه؟ مرتبط: آژانس شیشه‌ای، حاج کاظم، آل‌پاچینو....
+ ادامه
لينک مطلب | 9:36 PM


آتشکار

March 10, 2011

یعنی شما واقعا به آتشکار با این ریتم کند و ملال‌آور، شعارهای گل درشت و باج‌های پی‌در‌پی‌اش به یک جریان سیاسی و ایدئولوژیک خاص، می‌گویید فیلم خوب؟...
+ ادامه


ما جوان بودیم

February 13, 2011

Some had families waiting, for others their only family would be the men they bled beside, there were no bands, flags, no honor guards to welcome them home, they went to war because their country ordered them to, but in the end they fought not for country or their...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:29 AM


Robin Hood - 2010

February 7, 2011

Rise And Rise Again, Until Lambs Become Lions...
+ ادامه
لينک مطلب | 10:34 PM


بازی در وقت اضافه

January 17, 2010

حمیدرضا علاقه‌بند لطف کرده و از من خواسته تا در این بازی جدید «هم‌ده‌فیلم‌انتخاب‌کنی» شرکت کنم و از فیلم‌های دوست‌داشتنی‌ام در دهه‌ای که گذشت بگویم. شاید اگر فردا بخواهم از فهرست‌ام حرف بزنم، از چند فیلم دیگر اسم ببرم، اما امروز این‌ اسم‌ها به ذهنم رسید. 1. تریلوژی Matrix 2....
+ ادامه


Wicker Park

September 5, 2009

When you see something from afar, you develop a fantasy. But when you see it up close, 9 times out of 10, you wish you hadn't. - Wicker Park -...
+ ادامه
لينک مطلب | 7:03 PM


سی روز برای زندگی کردن کافی است

December 9, 2008

November is all I know, and all I ever wanna know دوستان نزدیکم می‌دانند چه قدر عاشق S.w.e.e.t November ای هستم که شبیه هیچ‌کدام از کمدی رمانتیک‌های دیگر هالیوود نیست؛ اما راستش هیچ‌وقت نشده کسی بیاید و بگوید که فلانی این فیلم را دیده‌ای؟ تو هم دوستش داشتی؟ معرکه نبود؟...
+ ادامه
لينک مطلب | 1:39 PM


Far From Heaven

November 21, 2008

That was the day I stopped believing in the wild ardor of things. Perhaps in love, as well. That kind of love. The love in books and films. The love that tells us to abandon our lives and plans, all for one brief touch of Venus. So often we...
+ ادامه
لينک مطلب | 1:43 PM


چرا نمی‌شود دوستش نداشت؟

October 28, 2008

مهم‌ترین ویژگی کنعان این است که فیلمی است بر اساس یک داستان کوتاه و نه تنها قصه‌اش وام‌دار آن داستان کوتاه است، که ساختارش نیز ناگزیر، شانه به شانه‌ی داستان کوتاه پیش می‌رود. کنعان برای مخاطب تنبل و آسان‌گیر ساخته نشده، مخاطبی که عادت کرده است به خواندن رمان‌های خوش‌خوان...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:22 PM


Signs

September 30, 2008

People break down into two groups when the experience something lucky. Group number one sees it as more than luck, more than coincidence. They see it as a sign, evidence, that there is someone up there, watching out for them. Group number two sees it as just pure luck....
+ ادامه
لينک مطلب | 11:10 PM


The Mist

April 20, 2008

باید اعتراف کنم که هیچ فکر نمی‌کردم جدیدترین اقتباس سینمایی فرانک دارابونت از یکی دیگر از داستان‌های استیون کینگ این‌قدر غافلگیرکننده باشد. «مه» می‌توانست یکی از همان فیلم‌های مهیج، جذاب و سرگرم‌کننده‌ی هالیوودی باشد، یکی از همان داستان‌های کلیشه‌ای تقابل هیولاها و انسان‌های بی‌گناه که مثل همیشه با حمله‌ی...
+ ادامه


داستان یک سایه

April 10, 2008

به گمانم همه‌ی آن‌هایی که فیلم‌های اصغر فرهادی را دیده‌اند –چه در مقام کارگردان و چه به عنوان فیلمنامه‌نویس- قبول داشته باشند که فرهادی آدمی است ذاتا قصه‌گو؛ اما اتفاقی که در شهر زیبا آغاز می‌شود، در چهارشنبه سوری ادامه می‌یابد و در دایره زنگی به کمال می‌رسد – و...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:42 AM


دایره زنگی

March 23, 2008

با این فیلمی که ما دیدیم، جناب ایناریتو باید جلوی آقای فرهادی و خانم بخت‌آور لنگ بیاندازد......
+ ادامه
لينک مطلب | 11:40 PM


کاش دنیا این همه استاد نداشت...

February 22, 2008

چند سال پیش فیلم یکی از اساتید سینمای ایران اکران شده بود و روزنامه‌ها پر شده بودند از یادداشت‌های ستایش‌آمیز شیفتگان استاد که خیال می‌کردند استاد بعد از سال‌ها سکوت و دوری از سینما، شاهکار تازه‌ای خلق کرده است. برای من که نه بازی بازیگر زن آن فیلم را...
+ ادامه


Imagine

July 14, 2007

بیایید تصور کنیم تارانتینو ایرانی است و قرار است «داستان عامه‌پسند‌»‌اش را هم، با همان کیفیت و جزییات، همین حالا و توی ایران خودمان بسازد و دنیایی را با شاهکارش سرکار بگذارد. فرض کردید؟ خب، حالا بی‌خیال فرض بشوید و به عنوان یک دوستدار سینما یا یک فیلم‌باز یا...
+ ادامه


یادتان هست؟

July 7, 2007

مگر می‌شود روزت با «یک سال خوب» رایدلی اسکات شروع شود و با مرور دوباره‌ی «باغ‌های کندلوس»- که همین‌جا چیزکی درباره‌اش نوشته‌ام- به آخر برسد و تو همان در خود فرورفته‌ی گره خورده سابق بمانی. یک سال خوب ( A Good Year ) معجزه می‌کند با آن بازی درخشان...
+ ادامه


حکم ما را چه کسی می‌دهد؟

December 12, 2006

من طرفدار سینمای کیمیایی نیستم، منتقد سینمایی هم؛ اما با آنهایی که بین نقدهایشان سعی می‌کنند بگویند کیمیایی نسل‌های بعد از خودش را نمی‌شناسد مشکل دارم. از آخرین فیلم کیمیایی چیز زیادی در ذهنم نمانده است-بیشتر از فیلم، پچ‌پچ‌های روشنفکر‌نمایانه‌ی دختر کنار دستیم را به یاد می‌آورم که آخرش هم...
+ ادامه


شمال یعنی نرسیدن

May 21, 2006

باغ‌های کندلوس را ببینید، اگر دلتان می خواهد چند جمله‌ی درجه‌ یک چند روز توی مغزتان بالا و پایین بپرند، قصه بشنوید، به موسیقی خوب گوش بدهید، رنگ ببینید و...اما اگر شما هم مثل همه‌ی آدم‌هایی که امروز بلیط سانس ۶ سینما فرهنگ را گرفته بودند و توی سالن شماره...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM


وقتی نتوانی در سالن سينما بخوابی ...

March 28, 2004

وقتي نتواني ديالوگهاي سطحي و درجه چندم يك فيلم را به سبك و سياق منتقدين سينمايي ، ديالگوهاي موجز و خارق العاده بدانی ، وقتي نتواني يك سناريو ضعيف با موضوعي نخ نما شده را با بافتن آسمان و ريسمان به هم نو و با پرداختي مناسب بنامي و آن...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM