بازی در وقت اضافه
January 17, 2010
حمیدرضا علاقهبند لطف کرده و از من خواسته تا در این بازی جدید «همدهفیلمانتخابکنی» شرکت کنم و از فیلمهای دوستداشتنیام در دههای که گذشت بگویم. شاید اگر فردا بخواهم از فهرستام حرف بزنم، از چند فیلم دیگر اسم ببرم، اما امروز این اسمها به ذهنم رسید. 1. تریلوژی Matrix 2....
+ ادامه
نظرها (7) |
لينک مطلب | 11:21 AM
Wicker Park
September 5, 2009
When you see something from afar, you develop a fantasy. But when you see it up close, 9 times out of 10, you wish you hadn't. - Wicker Park -...
+ ادامه
لينک مطلب | 7:03 PM
سی روز برای زندگی کردن کافی است
December 9, 2008
November is all I know, and all I ever wanna know دوستان نزدیکم میدانند چه قدر عاشق S.w.e.e.t November ای هستم که شبیه هیچکدام از کمدی رمانتیکهای دیگر هالیوود نیست؛ اما راستش هیچوقت نشده کسی بیاید و بگوید که فلانی این فیلم را دیدهای؟ تو هم دوستش داشتی؟ معرکه نبود؟...
+ ادامه
لينک مطلب | 1:39 PM
Far From Heaven
November 21, 2008
That was the day I stopped believing in the wild ardor of things. Perhaps in love, as well. That kind of love. The love in books and films. The love that tells us to abandon our lives and plans, all for one brief touch of Venus. So often we...
+ ادامه
لينک مطلب | 1:43 PM
چرا نمیشود دوستش نداشت؟
October 28, 2008
مهمترین ویژگی کنعان این است که فیلمی است بر اساس یک داستان کوتاه و نه تنها قصهاش وامدار آن داستان کوتاه است، که ساختارش نیز ناگزیر، شانه به شانهی داستان کوتاه پیش میرود. کنعان برای مخاطب تنبل و آسانگیر ساخته نشده، مخاطبی که عادت کرده است به خواندن رمانهای خوشخوان...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:22 PM
Signs
September 30, 2008
People break down into two groups when the experience something lucky. Group number one sees it as more than luck, more than coincidence. They see it as a sign, evidence, that there is someone up there, watching out for them. Group number two sees it as just pure luck....
+ ادامه
لينک مطلب | 11:10 PM
The Mist
April 20, 2008
باید اعتراف کنم که هیچ فکر نمیکردم جدیدترین اقتباس سینمایی فرانک دارابونت از یکی دیگر از داستانهای استیون کینگ اینقدر غافلگیرکننده باشد. «مه» میتوانست یکی از همان فیلمهای مهیج، جذاب و سرگرمکنندهی هالیوودی باشد، یکی از همان داستانهای کلیشهای تقابل هیولاها و انسانهای بیگناه که مثل همیشه با حملهی...
+ ادامه
داستان یک سایه
April 10, 2008
به گمانم همهی آنهایی که فیلمهای اصغر فرهادی را دیدهاند –چه در مقام کارگردان و چه به عنوان فیلمنامهنویس- قبول داشته باشند که فرهادی آدمی است ذاتا قصهگو؛ اما اتفاقی که در شهر زیبا آغاز میشود، در چهارشنبه سوری ادامه مییابد و در دایره زنگی به کمال میرسد – و...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:42 AM
دایره زنگی
March 23, 2008
با این فیلمی که ما دیدیم، جناب ایناریتو باید جلوی آقای فرهادی و خانم بختآور لنگ بیاندازد......
+ ادامه
لينک مطلب | 11:40 PM
کاش دنیا این همه استاد نداشت...
February 22, 2008
چند سال پیش فیلم یکی از اساتید سینمای ایران اکران شده بود و روزنامهها پر شده بودند از یادداشتهای ستایشآمیز شیفتگان استاد که خیال میکردند استاد بعد از سالها سکوت و دوری از سینما، شاهکار تازهای خلق کرده است. برای من که نه بازی بازیگر زن آن فیلم را...
+ ادامه
نظرها (17) |
لينک مطلب | 10:59 PM
Imagine
July 14, 2007
بیایید تصور کنیم تارانتینو ایرانی است و قرار است «داستان عامهپسند»اش را هم، با همان کیفیت و جزییات، همین حالا و توی ایران خودمان بسازد و دنیایی را با شاهکارش سرکار بگذارد. فرض کردید؟ خب، حالا بیخیال فرض بشوید و به عنوان یک دوستدار سینما یا یک فیلمباز یا...
+ ادامه
نظرها (10) |
لينک مطلب | 9:48 PM
یادتان هست؟
July 7, 2007
مگر میشود روزت با «یک سال خوب» رایدلی اسکات شروع شود و با مرور دوبارهی «باغهای کندلوس»- که همینجا چیزکی دربارهاش نوشتهام- به آخر برسد و تو همان در خود فرورفتهی گره خورده سابق بمانی. یک سال خوب ( A Good Year ) معجزه میکند با آن بازی درخشان...
+ ادامه
نظرها (14) |
لينک مطلب | 8:27 PM
حکم ما را چه کسی میدهد؟
December 12, 2006
من طرفدار سینمای کیمیایی نیستم، منتقد سینمایی هم؛ اما با آنهایی که بین نقدهایشان سعی میکنند بگویند کیمیایی نسلهای بعد از خودش را نمیشناسد مشکل دارم. از آخرین فیلم کیمیایی چیز زیادی در ذهنم نمانده است-بیشتر از فیلم، پچپچهای روشنفکرنمایانهی دختر کنار دستیم را به یاد میآورم که آخرش هم...
+ ادامه
نظرها (14) |
لينک مطلب | 12:00 AM
شمال یعنی نرسیدن
May 21, 2006
باغهای کندلوس را ببینید، اگر دلتان می خواهد چند جملهی درجه یک چند روز توی مغزتان بالا و پایین بپرند، قصه بشنوید، به موسیقی خوب گوش بدهید، رنگ ببینید و...اما اگر شما هم مثل همهی آدمهایی که امروز بلیط سانس ۶ سینما فرهنگ را گرفته بودند و توی سالن شماره...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
وقتی نتوانی در سالن سينما بخوابی ...
March 28, 2004
وقتي نتواني ديالوگهاي سطحي و درجه چندم يك فيلم را به سبك و سياق منتقدين سينمايي ، ديالگوهاي موجز و خارق العاده بدانی ، وقتي نتواني يك سناريو ضعيف با موضوعي نخ نما شده را با بافتن آسمان و ريسمان به هم نو و با پرداختي مناسب بنامي و آن...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)