بیا دربارهاش حرف بزنیم
January 4, 2012
من آدم خاطره بازی هستم. گاهی به سرم میزند و میروم سراغ ای-میلهای قدیمی، یکی یکی میخوانمشان و گم میشوم در روزهایی که تمام شدهاند؛ بعضی وقتها یادداشتها و خطخطیهای اول کتابهای کتابخانهام را بیشتر از خود کتابها دوست دارم و عاشق زیر و رو کردن عکسهای قدیمیام. شاید...
+ ادامه
نظرها (12) |
لينک مطلب | 12:16 AM
حالا هی بگو چرا تو فلان تعزیه سرباز انگلیسی بوده
December 6, 2011
یک معلم دینی داشتیم تو دبیرستان، میگفت انگلیسیها برای این میگویند عدد سیزده نحس است که حضرت علی سیزدهم رجب به دنیا آمده. اینها همه نقشه است برای ضعیف کردن ایمان ما....
+ ادامه
لينک مطلب | 1:35 PM
ساعت فراموشی
November 1, 2011
رضا یزدانی و گروهاش حالا در آلبوم «ساعت فراموشی» به مرزهای راک ایرانی خوب نزدیک شدهاند؛ ترانههای قابل قبول، تنظیمهای گاه درخشان و یکی دو عاشقانهی ناب و خاص رضا یزدانی، از جدیدترین آلبوم رضا یزدانی، مجموعهای دوستداشتنی ساختهاند. «ساعت فراموشی» را بخرید و به دیگران هم پیشنهادش کنید...
+ ادامه
زندگی جای دیگری است
October 16, 2011
توی سرم پر است از ماجرا، تصویر و رنگ. به هند بروید، اگر دنبال ماجرایید، اگر از قدم زدن در خیابانهای شلوغ و شنیدن داستان آدمهای آرام و مهربان لذت میبرید و اگر میخواهید چیزهایی را تجربه کنید که در هیچ سفر دیگری تکرار نمیشوند. عکس: قلعهی آمر- جیپور....
+ ادامه
لينک مطلب | 11:06 PM
مرگبازی چهارم
August 13, 2011
- یادداشت کوتاه اما سراسر لطف فرشته نوبخت به بهانهی چاپ چهارم کتاب. - سایت نشر چشمه....
+ ادامه
لينک مطلب | 7:41 PM
شهروند دیروز، شهروند امروز
July 1, 2011
چند روزی است که حرف از انتشار دوبارهی (؟) هفتهنامهی «شهروند امروز» است؛ آنگونه که گفتهاند و نوشتهاند و جار زدهاند، این بار بدون محمد قوچانی و به سردبیری رضا خجسته رحیمی. چیزی که این وسط - به گمان من، آگاهانه - نادیده گرفته میشود اما، این است که...
+ ادامه
نظرها (12) |
لينک مطلب | 2:05 PM
ادبیات ما
June 8, 2011
فکر میکنم هیچچیز مثل این عکس نمیتواند اتفاقی را که در ادبیات ما افتاده است نشان دهد؛ داستان آدمهایی که گرچه ممکن است گاهی، به بهانهای و در ظاهر، زیر یک سقف جمع شوند، اما انگار خارج از حلقهی خودشان نه کسی را میبینند و نه صدایی را میشوند....
+ ادامه
لينک مطلب | 10:55 PM
خاطرات خیس!
April 4, 2011
من مهدکودک میرفتم، مثل همهی بچههایی که پدر و مادرهایشان کار میکردند و دلشان هم نمیخواست که بچههایشان زیر دست مادربزرگها بزرگ شوند. از آن روزها اما - از سالهای 64/65 - چیز زیادی یادم نمانده، جز یک دعوای خیلی خیلی جدی با پسر یکی از معلمهای مهد (...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:43 PM
مردی برای تمام فصول
March 29, 2011
چند روزی است که بحث بر سر روزنامهی تازه تاسیسی که گفته میشود وابسته به آقای رحیممشایی و همفکران اوست بالا گرفته. من کاری به دعوایی که راه افتاده و استدلال دو طرف دعوا ندارم؛ دروغ چرا، با این نگاهی که همه چیز را سیاسی میداند و این روزها...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:46 AM
گوست داگ
March 28, 2011
طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آنگاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بیدرنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. اینکه بگوییم مردن بدون رسیدن به هدف خود مرگی بیارزش است راهی است سبکسرانه برای پیچیده کردن موضوع. آن هنگام که...
+ ادامه
لينک مطلب | 4:15 PM
Grey's Anatomy
March 2, 2011
At the end of the day, when it comes down to it, all we really want is to be close to somebody. So this thing, where we all keep our distance and pretend not to care about each other, is usually a load of bull. So we pick and...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:09 PM
بیا دربارهی طعماش حرف بزنیم
February 21, 2011
میان کتابهایی که در سال 1388 منتشر شدهاند، رمان و مجموعه داستان خوب و خواندنی کم نیست؛ اما وقتی قرار باشد از «محبوبیت»، «لذت» و «شور و شوق و هیجان» حرف بزنیم، خب باید بگویم که گزینههای زیادی باقی نمیمانند. کتابهای محبوب من به ترتیب، رمان «شب ممکن» محمد...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:59 PM
گاهی به آسمان نگاه کن
February 10, 2011
«آسمان» هفتهنامهی خوبی نیست، یا بهتر است بگویم بعد از دوشماره، هنوز مجلهی خوبی نشده است؛ نامنظم منتشر میشود، بعضی صفحاتاش را پیش از این در مجلات دیگر دیدهایم (رونوشت به پوریا عالمی و بزرگمهر حسینپور) و از همه مهمتر اینکه سرگردان است ظاهرا و هنوز نمیداند که قرار...
+ ادامه
لينک مطلب | 7:06 PM
شب بهخير و موفق باشيد
January 16, 2011
نمیدانم تا امروز وقت کردهاید و حوصله داشتهاید نگاهی به جزوهی «زمزمههای رنگی»، که ظاهرا اولین محصول «اندیشکده راهبردی جنگ نرم» است و چند روزی ست در فضای مجازی منتشر شده و آدمهای حقیقی را نشانه گرفته، بیندازید یا نه؛ یک «کار تحقیقاتی» که خلاصهاش در ظاهر چیزی جز...
+ ادامه
حاشیهها متن را خوردهاند
November 6, 2010
برای حسن محمودی... 21 اسفند سال گذشته و ساعتی قبل از انتشار نام برندگان نهمین دورهی جایزهی گلشیری، دوست نازنینی زنگ زد و خبر داد که داوران دورهی نهم، «مرگبازی» من و «آویشن قشنگ نیست» حامد اسماعیلیون را برندهی مشترک عنوان بهترین مجموعه داستان اول سال 1387 معرفی کردهاند....
+ ادامه
اتاق یخزده
September 30, 2010
از بعضی ملودیها و ریتمهای آشنا و از «پیکان» که بگذریم، «ساعت 25 شب» نه - آنطور که بر پوسترها و استندهای این آلبوم نوشته شده - «یک اتفاق تازه» که یک اتفاق خوب، دوستداشتنی و کمنظیر در موسیقی بعد از انقلاب است؛ ترکیب رضا یزدانی، چند ترانهی جاندار،...
+ ادامه
نظرها (17) |
لينک مطلب | 12:14 PM
هیچکس مثل تو مال اینجا نیست
August 2, 2010
آدم دائم حس میکند توی این دنیا تنهاست و بقیه با هم لیلی و مجنوناند، اما واقعا اینطور نیست. عموما آدمها خیلی همدیگر را دوست ندارند. در مورد دوستان هم همینطور است. گاهی وقتها توی رختخواب دراز میکشم و سعی میکنم بفهمم واقعا کدام دوستانم برایم اهمیت دارند و...
+ ادامه
لينک مطلب | 9:19 PM
«آقا»ی ما گلشیری است!
July 23, 2010
گپ و گفت دوستانهی من و سینا حشمدار دربارهی مرگبازی، روزنامهنگاری، نویسندگان جوان و تیم ملی فوتبال آرژانتین (!) در دومین شمارهی مجلهی اینترنتی ادبیات ما منتشر شده است. بچههای ادبیات ما جز انتشار نقد کتاب، داستان و شعر، امکان دانلود مجلات گردون را هم فراهم کردهاند. شعار غریب...
+ ادامه
نظرها (10) |
لينک مطلب | 1:09 PM
نامهی 86 نویسنده و روزنامهنگار فرهنگی به دادستان تهران دربارهی وضعیت جواد ماهزاده
June 15, 2010
به نام خداوند بخشنده مهربان جناب آقای جعفری دولتآبادی دادستان محترم تهران با سلام و احترام به استحضار میرساند، آقای جواد ماهزاده، منتقد ادبی و نویسنده جوان کشورمان که از 29 مهرماه سال گذشته و در پی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده است، علیرغم صدور حکم...
+ ادامه
لينک مطلب | 4:20 PM
روشنانیم ما
June 5, 2010
ای کور ِ نیزن آیا موج از آن همه راه که به دریا برد از آن همه سرود پیامی آورد جز تختهپارهای که به شنها نشسته تلخ؟ و نیزن با نغمههای نایاش میخواند: - «آه ای الههی دریا برگرد!» بخشی از شعر «آینه»ی هوشنگ گلشیری- مجلهی خوشه، شمارهی 49،...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:11 PM
خداحافظ تا نمیدانم چهوقت...
June 3, 2010
دیشب شانس آن را داشتم که مهمان خانم کیخایی و گروهشان در نمایش «یک دقیقه سکوت» باشم؛ خانم کیخایی لطف کرده و تعدادی از بلیتهای هر شب اجرایشان را برای اهل ادبیات کنار گذاشته بودند؛ یکی از این بلیتها هم سهم دیشب من شد. قبلا هم گفتهام، من منتقد...
+ ادامه
لينک مطلب | 10:42 AM
در حاشیهی این روزها
May 17, 2010
«عنصر معنوی جرم» اصطلاحی است رایج میان وکلا و قضات و ترکیبی متداول در جلسات بازپرسی و دادرسی؛ اصلی که بیارتباط با «نیت» و «قصد» متهم نیست و آنها که در پی «قضاوت»اند پیش از صدور حکم آن را نیز بررسی میکنند. عنصر معنوی جرم همان چیزی است که...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:54 AM
نمایشگاه بیست و سوم
May 9, 2010
نمیدانم اشکال از تهویهی شبستان اصلی مصلا است یا آنچه بعضیها میخورند و میپوشند، اما هرچه هست، میزان آلایندههای هوای نمایشگاه بیستوسوم بسیار بالاتر از حد مجاز است و پیشنهاد میکنم بیماران قلبی و کودکان از حضور در نمایشگاه - خاصه در ساعتهای پر رفت و آمد - خودداری...
+ ادامه
نظرها (11) |
لينک مطلب | 10:06 PM
اعشاریهای وبلاگستان متحد شوید
May 6, 2010
چند روزی بود که میخواستم دربارهی ماجرای معرفی «محبوبترین» کتاب داستانی سال به انتخاب «گروهی» از وبلاگنویسان چیزی بنویسم، اما هربار پشیمان میشدم. اشکال کار اینجا بود که وقتی میبینی حال و هوای وبلاگستان عجیب «صفر و یکی» شده، محافظهکاریات گل میکند و فکر میکنی که طبیعی است در...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:49 AM
جایزهی نهم
April 30, 2010
مراسم پایانی نهمین دورهی جایزهی هوشنگ گلشیری سرانجام بعدازظهر امروز برگزار شد و من شانس آن را داشتم که لوح تقدیر و تندیس بنیاد گلشیری را از نویسندهی خوشکلام و دوستداشتنی، علیاشرف درویشیان، بگیرم؛ آقای درویشیان گفت:«امیدوارم به سرنوشت من دچار نشوید»... متن لوح تقدیر اینگونه است: داستاننویس گرامی...
+ ادامه
نظرها (21) |
لينک مطلب | 9:00 PM
مرد خندان
January 29, 2010
فردا عروسی صفحات ادبی روزنامههاست، از پنجشنبه وقت داشتهاند چرندیاتشان را بنویسند؛ ستونها و باکسهای کلیشهای پای اسمهای بزرگ ردیف میشوند تا مخاطب بفهمد که آقای سلینجر آدم بزرگی بوده است. یکی از هولدن خواهد نوشت، یک نفر صفحهاش را با اسم و تاریخ انتشار کتابهای سلینجر پر میکند،...
+ ادامه
لينک مطلب | 7:02 PM
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر زهواست
January 7, 2010
نمیدانم از بیکاری است یا بیماری، نشستهام به مرور این دو سال و بخشی از آنچه بر ادبیات و اهلش گذشته است. نامهای پای این نامه را میشمارم و بعد فکر میکنم به فاصلهی میان بیستوشش و شصتوهشت، به فاصلهی میان بیستوشش و پنجاه و به فاصلهی میان بیستوشش...
+ ادامه
نظرها (10) |
لينک مطلب | 11:55 PM
فعلا عنوان ندارد
April 25, 2009
فرض کنید وبلاگنویس هستید، از آنها که با نام حقیقی -و نه نام مستعار- مینویسند، ممکن است سابقه روزنامهنگاری یا... هم داشته باشید، به فرهنگ وهنر علاقه دارید و یادداشتهای وبلاگتان هم یا به این حوزهها مربوط میشوند یا [...]نالههای بیپایان روزانهتان هستند، البته طبیعی است از آنجا که نسبتی...
+ ادامه
نظرها (20) |
لينک مطلب | 4:30 PM
که از سوال ملولیم و از جواب خجل
March 12, 2009
سال تمام شد اما تکلیف جایزهی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی هنوز مشخص نشده است، خدا را شکر توی وبلاگستان هم کسی پی ماجرا را نمیگیرد؛ جان عزیزتان اگر خبری- چیزی دارید به ما هم بگویید سرکار نمانیم! - عنوان از حافظ است....
+ ادامه
لينک مطلب | 8:49 PM
دربارهی دروغ
January 25, 2009
در اسلام دروغ مصلحتآمیز مجاز دانسته شده است. مثلا اگر كسی بخواهد به ناحق فرد بیگناهی را به قتل برساند و آن فرد در جایی مخفی شده باشد كه شما از آن اطلاع دارید، در این صورت میتوانید آن را انكار كنید و به دروغ بگویید كه من از...
+ ادامه
لينک مطلب | 8:27 PM
یکی این پایین تو را دوست دارد
December 3, 2008
بالاخره منتشر شد، چاپ دوم مرگبازی......
+ ادامه
لينک مطلب | 12:13 PM
فعلا شرح ندارد!
November 17, 2008
خودکشی مرد آلمانی ۱۶ قربانی گرفت اقدام به خودكشی مرد آلمانی موجب مرگ همسایه اش شد. گزارش پایگاه اطلاعرسانی پلیس به نقل از خبرگزاری «رویتر» حاکی است، یک مرد 58 ساله آلمانی با اقدام به خودكشی با استفاده از گاز موجب انفجار و مرگ یكی از همسایگانش و زخمیشدن 15...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:07 PM
دست تاریک، دست روشن
October 26, 2008
نمیفهمم، چرا وقتی نویسنده، شاعر یا روزنامهنگاری با صداوسیما یا روزنامههای وابسته و نزدیک به دولت همکاری میکند، یا جایزه و بورسیهای دولتی را میپذیرد، میشود هنرمند دولتی و وابسته و مجیزگو، اما همکاری با رادیوها و رسانههای دیگر کشورها، پذیرفتن اصول حرفهای آنها و استفاده از فرصتهای مطالعاتی و...
+ ادامه
لينک مطلب | 11:52 PM
بزرگراههای تنهایی
October 19, 2008
«یه شاخه نیلوفر» برای من که امیدوار بودم ترانهها و ملودیهای اولین آلبوم رسمی و مجاز محسن چاووشی جنس دیگری داشته باشند، «آلبوم» دوست داشتنیای نیست، انتظار چیزی جز این را میکشیدم و از تکرار این همه آه و ناله و اصرار بر این سبک اجرا هم سر در...
+ ادامه
لينک مطلب | 8:53 PM
در حاشیهی آدمی به اسم فرهاد جعفری!
September 27, 2008
شما میتوانید باور نکنید، شاید هم حق داشته باشید، اما آن آدمی که من چهار ساعت و نیم پای حرفش نشستم و در یکی از کافیشاپهای مشهد پابهپایش گفتم و شنیدم، نه خودشیفته بود و نه غیرقابل تحمل. البته بعضی «ظرافتهای» مشهدیها را دارد و در بعضی چیزها هم اختلاف...
+ ادامه
نظرها (28) |
لينک مطلب | 2:17 AM
و خداوند همهی ریاکاران را به راه راست هدایت کناد!
September 16, 2008
نوشتن کسب و کار من نیست، سرنوشت من است. خوب میدانم که چه کم دارم و کجای دنیا ایستادهام و برای کوچک نماندن باید از کجا بگذرم. دنبال مدعی و «شاخ» نباشید اینجا، پیدا نمیکنید! لذتی اگر هست برای منِ تازه از راه رسیده، از همین نوشتن مدام و لگد...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:28 AM
همینجوری! (اپیزود سوم)
September 10, 2008
۱. من بوم از شماها بیشتره. ( من حس بویاییام از شما قویتره) ۲. امروز غذا ندارم، مجبورم یک کمپوت عدس بخرم. ۳. این مهر بوی تبرک میده. (بوی تربت...) ۴. گردنم درد میکنه، امشب حتما باید برم حموم و آب جوش تگری بگیرم روش. ۵. پوست شیرینی رو دور...
+ ادامه
لينک مطلب | 9:06 PM
با خودت چه کار کردی مرد...
July 18, 2008
خسرو شکیبایی مرد، تمام شد، دیگر نیست. خودمان را گول میزنیم که چه؟ آخر چرا هیچکس نمیفهمد که خاطرهی آدمها به هیچکاری نمیآید، که این خاطرات لعنتی کپی برابر اصل نمیشوند، جای خالی آدمها را پر نمیکنند، حرف نمیزنند، گریه نمیکنند، از پلههای سن خانهی سینما یا تالار وحدت...
+ ادامه
لينک مطلب | 4:57 PM
وای به روزی که بگندد نمک
July 4, 2008
و باز سوال اساسی این است که اگر فیلمنامهنویس «مرگ تدریجی یک رویا» کسی جز علیرضا محمودی -روزنامهنگار خوشنام و همسر مینا اکبری- بود، دوستان روشنفکر، روزنامهنگار و وبلاگنویس -که متاسفانه یا خوشبختانه میانشان داستاننویس هم زیاد است و همین چند ماه پیش از لباس زیر نویسندگان یک کار طنز...
+ ادامه
لينک مطلب | 10:59 AM
آدم بزرگها دنبال چه هستند؟
July 3, 2008
من از سیاست «آدم بزرگ»های روزنامهی «کارگزاران» بیخبرم، اما با این رویهای که گروه کارگری روزنامه در پیش گرفته، با این یادداشتها و گزارشهای خاص و پاسخهای تند و تیز( اینجا و اینجا را ببینید) به «جوابیه»های وزارت کار - که ادبیاتشان بیشتر آدم را یاد کلکلهای شفاهی و وبلاگی...
+ ادامه
تظاهرات پشت دیوارهای جانپناه + پینوشت
June 27, 2008
اینکه آدم شهامت نداشته و ترساش را بخواهد پشت کلیگوییهایی اینچنینی پنهان کند چیز خوبی نیست؛ فایدهای هم ندارد، بیشتر به آدمی می ماند که از ترس سربازهای توی کوچه، پشت جانپناه بامی پنهان شده و شعار میدهد. آقای مصلح عزیز، اگر «کافه پیانو» را نخواندهاید که هیچ- این چند...
+ ادامه
لينک مطلب | 1:37 PM
یک گوشه ی پاک و پر نور
June 14, 2008
نوشتن از سیدرضا شکراللهی و خوابگردش برای من که چند سالی است او را میشناسم و گمان میکنم در این سالها با او رفاقت کردهام، یا دستکم دوست دارم اینطور باشد، نه فقط سخت که چیزی شبیه خودزنی است. اصولا آدم اگر سرش به جایی نخورده باشد و قرصهایش را...
+ ادامه
لينک مطلب | 9:43 PM
نیستی که دم به دم سنگی بیندازی...
June 5, 2008
همه چیز مرا به یاد او میاندازد اما بیشترین دردم مال زمانی است که یک تکههایی از کارهایش را میخوانم. وگرنه هرلحظه هست. حالا اینکه من شروع زندگی بدون او را داشته باشم مهم نیست. یعنی بقالی که بار اول میروی یا میوهفروشی یا خیابانها که با هم رفته بودیم،...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:02 AM
هیچ داستانی از آسمان نمیآید
May 25, 2008
مجموعه داستان «مرگبازی» از اول آبان ۸۶ در ادارهی کتاب وزارت ارشاد است، اما متاسفانه پیگیریهای من و ناشر تا امروز به نتیجهای نرسیده است. ظاهرا پس از بررسیهای مقدماتی، یک ماه است که کتاب را برای صدور رای نهایی به یکی از سرگروههای ادارهی کتاب سپردهاند و با توجه...
+ ادامه
نظرها (13) |
لينک مطلب | 9:59 PM
آمین!
May 17, 2008
نمیدانم چرا، اما این بالا و پایین پریدن بعضی دوستان نویسنده و روزنامهنگار را که میبینم، این اشتیاق عجیب برای رسیدن به خبری از حضور «خالد حسینی» در ایران و این ناز و غمزهی کارگزار و مدیر برنامههای خالد حسینی و آنها که قرار است در ایران میزبان آقای نویسنده...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:01 AM
بازنگری دعوای قدیمی
May 1, 2008
سیدرضا میرکریمی آدم مهم و تاثیرگذاری است در سینمای ایران، نه فقط به این دلیل که کارگردان موفق و صاحب سبکی است و نه به خاطر فیلمهایش؛ در جامعهای که کم پیش میآید مدیران فرهنگی و دولتمرداناش به هنرمندان اعتماد کنند، آدمهایی مثل میرکریمی، که آزادترند و اجازه دارند نزدیکتر...
+ ادامه
لينک مطلب | 9:06 AM
روزانه
April 22, 2008
اول) یک دوست نه چندان محترم رمز عبور آیدی جی-میل من را کش رفته و چند روزی به نامهها سرک کشیده و ای-میلهای جدید را هم پاک کرده است؛ اما از آنجا که آدم خیلی باهوشی نبوده، ماجرا را با یک اشتباه ساده لو داده و حالا به قول مسوولان...
+ ادامه
لينک مطلب | 8:19 PM
تهوع + پینوشت
April 6, 2008
جان همان «پارتنر»هایتان، هر کاری دوست دارید بکنید اما دغدغههای پایینتنهای و پشتک واروزدنهای توی اتاقخواب و کرک و پشم جاهای دیدنی و نادیدنیتان را به جریان روشنفکری، حقوق زنان و مبارزه با جامعهی مردسالار ربط ندهید که حالم را بههم میزند. خیلی ممنونم، اتاقخواب عالی مزدحم! پی نوشت(نوشته شده...
+ ادامه
لينک مطلب | 10:07 PM
فقط برای چند لحظه!
February 10, 2008
نشسته رو به دوربین و با بغضی تقلبی میگوید: «خدایا، فقط برای چند لحظه درد و رنج جانبازان شیمیایی را به ما ببخش تا ما هم از عشقبازی آنها با تو با خبر بشویم...» تبر هم گردنش را نمیزند....
+ ادامه
لينک مطلب | 10:21 PM
قصهی ناتمام ماندهها
February 7, 2008
در پاسخ به دعوت خانم ریاحی عزیز: 1. فکر میکنم قبلا هم چیزکی دربارهی «مسیح بازمصلوب» کازانتزاکیس و ارادتام به این کتاب نوشتهام. مسیح بازمصلوب برای من یک کربلای چهار به تمام معنی است (نمیدانم چرا مدتی است تلویزیون گیر داده است به نمایش مستندهایی دربارهی جنگ، اما به هرحال...
+ ادامه
همینجوری! (اپیزود دوم)
October 23, 2007
خستهام و گیج، خسته از این روزها و گیج از کار آدمهایی که شاید هیچوقت نتوانم درکشان کنم. بدم نمیآمد حالا که به لطف خدا همه چیز دارد شبیه قسمت آخر سریالهای ایرانی ویژهی ماه رمضان میشود، چند روزی فاصله بگیرم از این همه روزمرگی و کاری به کار کسی...
+ ادامه
نظرها (14) |
لينک مطلب | 10:55 PM
برای آنها که خیال میکنند مرکز جهاناند
October 5, 2007
به گمانم حالا که دو سال و چند ماه از انتشار «نوشتن با دوربین» گذشته و همهی آنهایی که باید کتاب را خواندهاند و دربارهاش چیزی نوشتهاند و سر و صدای همهی آنهایی که به حرفهای گلستان معترض بودند هم خوابیده است، میشود جور دیگری به این کتاب نگاه...
+ ادامه
لينک مطلب | 1:48 PM
چرا روشنفکر ایرانی باید گاهی بندری برقصد؟
September 28, 2007
آدم، برخلاف اساطیر یونانی، در فرهنگ و باورهای سامی گناهکار است و رانده شده و شایستهی عتاب و سرزنش؛ بهشتاش را به یک هوس فروخته و حالا باید تا ابد -شما کلمهی بهتری برای لحظهای که هیچکس نمیداند کی از راه میرسد سراغ دارید؟- زندانی محصول گناهش، دنیا، باشد و...
+ ادامه
نظرها (16) |
لينک مطلب | 7:06 PM
گر حکم شود که مست گیرند...
August 8, 2007
دوستی من و مجتبا هنوز جوان است و سه- چهار سالش بیشتر نیست؛ از آن دوستیها که درست یادت نیست کی و چگونه شروع شدهاند اما تا دلت بخواهد خاطراتت را خطخطی کردهاند. در تمام این سالها مجتبا، برای من که فقط یکبار او را دیدهام و بیشتر از خودش...
+ ادامه
لينک مطلب | 9:31 PM
سرزمین هیچکس
June 1, 2007
فعلا افتادهام روی دور ایرانگردی، بد هم نیست، حداقل میفهمم واقعا کجا دارم زندگی میکنم و کسی به یادم میآورد که این چند نفر دور و برم همهی ایران نیستند. مشهد را ندیده بودم، اما تا دلتان بخواهد از مشهدی جماعت رودست خورده بودم و آنها هم به تلافی، پولهای...
+ ادامه
نظرها (12) |
لينک مطلب | 7:43 PM
کوتاه دربارهی نامجو، ما و گالیوریسم دهه شصتی!
May 10, 2007
آدمهای عجیبی هستیم ما لیلی. راستش بعضی وقتها خودم هم نمیفهمم که چه مرگمان است؛ خودمان را به کوچهی علی چپ زدهایم، متوهم شدهایم یا اصلا نمیدانیم که چقدر «فقیر»ایم. شدهایم یک مشت دهه شصتیِ فقیرِ مدعی که نه درست کتاب خواندهایم و نه درست فیلم دیدهایم و نه درست...
+ ادامه
نظرها (25) |
لينک مطلب | 9:00 PM
امتحان نهایی
April 23, 2007
نمیدانم یادتان هست یا نه، که تحقیق و تفحص مجلس هفتم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دورهی خاتمی به کجا رسید و چه چیزها که دربارهی ادبیات و سینما نگفتند؛ و باز یادتان هست که واکنش گسترده و هماهنگ اهالی سینما به این گزارش چه نتیجهای داشت و حرکت...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:25 AM
شب به خیر فرمانده
April 21, 2007
به گمانم همین سال گذشته بود. وزیر ارشاد مقابل احمد نجفی نشسته بود و قرار بود به مناسبت هفتهی دولت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و فعالیتهایش بگوید. صفار هرندی در آن برنامه تا توانست به دوربین لبخند زد، به سوالهای معمولی و محافظهکارانهی نجفی در کمال آرامش جواب...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:31 AM
با شب شیشهای چه کنیم؟
April 18, 2007
اتفاقی که امشب در برنامهی شب شیشهای افتاد، اگر نگویم بینظیر، به نظرم کم نظیر بود. قبلا (در مرحوم ناتور دات خوابگرد) نوشته بودم که عبور شیشهای را دوست دارم و یکی از معدود برنامههای تلویزیونی که به سلیقهی من نزدیک است و سعی میکنم هرشب دنبالش کنم همین برنامه...
+ ادامه
نظرها (48) |
لينک مطلب | 11:06 PM
همینجوری!
April 10, 2007
لابد برای شما هم پیش آمده، که مثلا یک روز به خودتان بیایید و حس کنید که زمین و زمان به صورت گروهی مشغول معاشقه با شما هستند، هیچ کس در این خرابشده قدر شما را نمیداند و به کارهای درخشانی که برای مردم انجام دادهاید توجه نمیکند، در تمام...
+ ادامه
نظرها (13) |
لينک مطلب | 10:38 PM
یادم باشد...
January 11, 2007
گرچه میدانم در این ملک سنت مرضیه همان در پسله حرف زدن است، یعنی ریا. اما من چون به مخاطبان احترام میگذارم و فکر میکنم با اظهارنظر صریح امکان بده بستان فراهم خواهد آمد و چون نویسندگان را قدر میگذارم از ریا بیزارم، پس با اظهار نظر صریح میخواهم توهم...
+ ادامه
لينک مطلب | 2:05 PM
با تو حرف میزنم، با تو + پینوشت
January 5, 2007
بعضی آدمها فکر میکنند رفاقت بهانهی خوبی است برای خود را به ندیدن و نشنیدن و نفهمیدن و خواب بودن زدن یا بهانه ای برای نوچه بودن و نوچه ماندن و دریوزگی هویت نداشته.ناتور به کسی بدهکار نیست. پدرام رضاییزاده اما برخلاف بعضیها یادش نرفته است که از کجا و...
+ ادامه
همینجوری!
December 7, 2006
از قدیم گفتهاند آب هرچه کثیفتر و تیرهتر و گلآلودتر باشد، تور ماهیگیری بعضیها هم سنگینتر میشود.چند روزی است به این موضوع فکر میکنم که چرا تعداد قابل توجهی از این به اصطلاح مدافعان حقوق زنان که خوشبختانه تعدادشان هم در فضای مجازی کم نیست، دم از تحریم انتخابات میزنند...
+ ادامه
نظرها (16) |
لينک مطلب | 12:00 AM
اعتماد به جای شرق؟
November 20, 2006
راستش همیشه فکر میکردم که شورای تیتر اعتماد با تیترهای متفاوت و آنچنانی و گاهی عامهپسندش، کمی زرد میزند؛ در روزهای بی«شرقی» هم اعتماد ملی معمولا انتخاب اولم بود و نه اعتماد. حالا ولی یکی دو روزی است که تعدادی از بچههای تحریریه شرق(ظاهرا فرهنگ و هنریها تعدادشان بیشتر است)...
+ ادامه
یک دختر از جان این زندگی چه میخواهد؟
November 17, 2006
گاهی وقتها به ازدواج فکر میکنم و به همهی چیزهایی که به دنبالش عوض میشوند. به مرزهایی که از بین میروند، به تنهایی و سکوتی که دیگر وجود ندارد و به آدمهایی که به خاطر ازدواج حاضرند تن به هر کاری بدهند. فکر میکنم به رویاهایی که ممکن است دیگر...
+ ادامه
نظرها (22) |
لينک مطلب | 12:00 AM
لطفا دیگران را به اشتباه نیاندازید!
September 21, 2006
من از href="http://nikray.blogfa.com/post-145.aspx">نیکرای کوثر چیز زیادی نمیدانم. نمیدانم اطلاعاتش از موسیقی در چه حدی است و چقدر سعی میکند در وبلاگش مستند و دقیق بنویسد. به علاقهی نیکرای کوثر به موسیقی اما نمیشود شک کرد، این را آرشیو وبلاگش میگوید و یادداشتهایی که نوشته است. شاید به همین دلیل است...
+ ادامه
نظرها (17) |
لينک مطلب | 12:00 AM
غم نان و فاحشگی هنر
September 5, 2006
حالا که بازار دزدی و شارلاتانیسم در مطبوعات گرم گرم است و هرروز شاهد شاهکار تازهای از این به ظاهر روزنامه نگاران پرمدعا هستیم که اگر پایش بیافتد خدا را هم بنده نیستند و ادعا میکنند که در مرکز جهان ایستادهاند ، حالا که بعضیها آن قدر مخاطبشان را ابله...
+ ادامه
نظرها (19) |
لينک مطلب | 12:00 AM
فقط چند ثانیه
August 22, 2006
شاید یادتان مانده باشد که توی آخرین قسمت تریلوژی Matrix وقتی نیو و ترینیتی میخواهند به شهر ماشینها برسند و با هجوم محافظین شهر روبرو میشوند و دیگر کاری هم از نیو ساخته نیست، نیو از ترینیتی میخواهد که سفینه را بالا و به سمت ابرها(یادتان هست که ابرها چرا...
+ ادامه
گوسفندها و آدمها
August 17, 2006
معلوم نیست این عبارت «دخترهای مانتو چینچینی صندل پوش» را چه کسی ساخته است؛ من اما اولین بار وقتی لیلی نیکونظر قرار بود دربارهی «پنهان» هانکه در وبلاگش بنویسد و به جایش گیر داد به همین مانتو چینچینیهای صندل پوش، فهمیدم که ای آقا، کجای کاری، یک عبارت ساختهاند به...
+ ادامه
نظرها (33) |
لينک مطلب | 12:00 AM
چند پیشنهاد نهچندان ارزان
May 6, 2006
خودم هم نمیدانم دیروز چه اتفاقی افتاد که سر از نمایشگاه کتاب درآوردم. احتمالا باید بگذارم به حساب جنونی که بعضی روزها یقهام را میگیرد. قرار نیست از صف طولانی طرفداران همبرگر و سیبزمینی یا بچه های توی کالسکه و واکر و تراکم بیش از اندازه غرفهها و آدمهای داخلشان...
+ ادامه
فعلا برنامهای نداریم!
April 24, 2006
سردار طلایی که دیشب به شبکه پنج رفته بود و در برنامهای زنده سعی داشت برخوردهای اخیر نیروی انتظامی -و البته برخوردهای آتی- با بدحجابی و زنان و مردان خیابانی را قانونی جلوه دهد، در جواب این جمله مجری برنامه که : « ایران تنها کشوری است که در آن...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
لطفا روابط عاشقانهتان را به گه نکشید!
April 14, 2006
بعد از خواندن داستان پینوکیو خیلی فکر کردم که دلیل آدم شدن پینوکیو چی بود؟پینوکیو تنها یک خصوصیت بارز داشت: وقتی دروغ میگفت همه متوجه میشدند- دماغش دراز میشد!و حالا:اگر ما انسانها مجبور میشدیم دروغ نگوییم- فقط به این دلیل که وقتی دروغ میگفتیم دیگران میفهمدیدند- شاید میتوانستیم امیدوار باشیم...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
بدون شرح!
February 23, 2006
خالد مشعل در پاسخ به اين پرسش كه در صورت تعرض احتمالى اسرائيل به ايران چه خواهيد كرد، پاسخ داد: براى شما دعا خواهيم كرد، هراس نداشته باشيد. ايران قادر است با قوت و قدرتمند از خود دفاع كند. امت اسلامى در رويارويى با دشمنان يك پيكر واحد است. در...
+ ادامه
چند کلمه درباره آقای نويسنده
December 11, 2005
چيزی به نام تمام شدن چيزی در اعماق من آغاز می شود * من از شعر – مثل خيلی چيزهای ديگر – چيز زيادی نمی دانم و واکنشم در برابر شعر هميشه حسی بوده است . مثلا اگر بگويم href="http://varteh.persianblog.com/">حامد حبيبی در مجموعه پرسه ( از سری مجموعههای شعر معاصر...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
اگر شيطان سخن بگويد...
September 16, 2004
src="http://www.sharemation.com/natoor/agar%20sheitan%20sokhan%20begooiad.jpg">تا وقتي وارد بازي نشده اي ، حرف زدن از بعضي چيزها بي معني است . چند روزي از انتشار مجموعه « اگر شيطان سخن بگويد » از سوي نشر آرويج مي گذرد و من هنوز نمي دانم كه بايد در مورد اين كتاب چه بنويسم ؛ همه چيز...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
ميزگرد ادبيات داستانی در وب
June 8, 2004
0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"> Tahoma">پنجشنبه همين هفته ( 21 خرداد ماه ) و راس ساعت 4 بعد از ظهر ، در مركز ايراني مجامع بين المللي ، سالن ارس ، ميزگردي تحت عنوان « ادبيات داستاني در وب » برگزار خواهد شد و متاسفانه...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
اين ويرانه های خاطره انگيز
May 1, 2004
0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"> lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">اين روزها دل و دماغ درست و حسابي ندارم . مي خواستم چند خطي درباره كتاب « زندگي شهري » بارتلمي و ترجمه خوب شيوا مقانلو بنويسم كه مي ماند براي بعد . "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> class=MsoNormal dir=rtl...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
اين يک نقد نيست !
November 1, 2003
راستش را بخواهيد امروز حسابی بی حوصله هستم ( هستيم ) . توضيح در مورد علت و دليل اصليش بماند برای چند روز آينده که بعضی مسايل روشن شد ، اما اگر شما هم بعد از آنکه کلی وقت و هزينه صرف انجام کاری کرديد ، می شنيديد که قرار...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
ژنرالهايی که فراموش می شوند...
October 24, 2003
اين روزها و بعد از بيانيه ای که داوران پکا صادر کرده اند در گوشه و کنار شاهد واکنشهای بعضا تند و گاه نسنجيده بوده ايم که البته دامن بلاگرها و دنيای مجازی وبلاگها را هم گرفته است . البته بررسی عملکرد هيات داوران پکا در روز پايانی و همچنين...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
خانم رواني پور ، من هم يك كولي هستم !
August 11, 2003
يك سال پيش بود انگار ، شايد هم كمي بيشتر . مراسم بزرگداشت گلشيري بود و جمعيتي كه به احترامش در فرهنگسراي ارسباران جمع شده بودند . همه بودند ، منوچهر آتشي كه از همكاري چند ساله خود با گلشيري گفت ، منيرو رواني پور – كه براي اولين بار...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
دو سال و نيم انتظار برای چاپ يک کتاب !
July 16, 2003
نشانه هاي روشنفكران عنوان كتابي است نوشته « ادوارد سعيد » كه با ترجمه آقاي محمد افتخاري در 139 صفحه و با قيمت 1000 تومان از سوي نشر آگه در تيراژ 2200 نسخه منتشر گرديده است . محمد افتخاري از مترجمان و پژوهشگران خوب كشورمان است كه پيش از اين...
+ ادامه
لينک مطلب | 12:00 AM
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)