« همشهری، داستان، عشق و چیزهای دیگر | صفحه‌ی اصلی | یادبود »

داستان ادامه دارد...

November 4, 2018

IMG_20181104_113636_963.jpg

خب، شماره ۹۳ مجله داستان همشهری هم بالاخره منتشر شد. شماره‌ای که حاصل تلاش تیم و تحریریه جدید مجله است. همکاری من با مجموعه از شماره ۹۴ شروع شده و این چند هفته از نزدیک با دردسرهای تیم جدید آشنا شده‌ام؛ از پوست خربزه‌های جاسازی شده در مسیر بگیرید تا کم‌لطفی بعضی مثلاً دوستان.
حکایت پوست خربزه‌ها بماند برای بعد، اما این چند روز بعضی‌ها از سر خیرخواهی یا احتمالاً به دلایل دیگر، تلاش کردند با باد کردن من و کوچک کردن تحریریه جدید و پیش کشیدن حرف‌های بیهوده، این همکاری را خراب کنند. اینکه چرا امروز اینجا هستم و دعوت مینا را بی لحظه‌ای تردید قبول کردم دو دلیل ساده دارد.
برای من که سالها از میدان مسابقه دور بودم، این دعوت به همکاری فرصتی بود برای شروع دوباره؛ یک چالش جدی برای آدمی که بی‌تعارف مدت‌هاست از روزهای خوبش فاصله گرفته است.
دلیل دوم اما خود میناست. همکاری‌مان در موسسه و مدرسه داستان خوانش، آرام آرام چیزهایی را برایم روشن کرد. شاید روزهای اول با اختلاف نظر و سوء تفاهم گذشتند، اما هرچه جلوتر رفتیم فضا شفاف‌تر شد. با دغدغه‌ها و رفتار حرفه‌ای‌اش آشنا شدم و همین‌ها در کنار صراحت همیشگی‌اش و پرهیز از چرخش‌های ناگهانی و قهرمان‌بازی و انقلابی‌گری، از او در ذهنم آدمی ساخت قابل احترام.
این‌ها را گفتم که دفعه بعد دیگر برای هم روضه نخوانیم و فقط و فقط درباره داستانی که به مجله می‌دهید حرف بزنیم! با افتخار، تا زمانی که مینا در مجموعه باشد و قول و قرارهایمان هم برقرار بماند و زورمان به پوست خربزه‌ها برسد، همراه دوستانم هستم. تا سحر چه زاید باز...


این چند خط را هم مینا حسنی، دبیر تحریریه، به بهانه انتشار شماره 93، در صفحه اینستاگرامش نوشته است:

داستان همشهری از همان اول‌ها مجله‌ی مورد علاقه‌ام بوده است. من نفیسه مرشدزاده را با داستان شناختم و همیشه به خاطر داستان تحسینش کرده‌ام. داستان برایم محصول یک کار تیمی پویا و به‌روز بود و برای همین دنبال کردنش برایم لذت‌بخش.
با وجود شکوه‌ها و انتقادهایی که دوستانمان در تیم قبلی این مجله داشته‌اند، فکر کردم می‌توانم در تلاش برای حفظ کیفیت آن نقشی داشته باشم؛ همیشه فکر می‌کنم کاری انجام دادن بهتر از انتظار کشیدن و منفعل بودن است؛ حتی اگر تبعات دلچسبی نداشته باشد. همه‌مان در حال تجربه کردنیم؛ هر روز، همیشه.
داستان بیشتر از هر چیز به کمک و حمایت نیاز داشت؛ خوشحالم که از حامیان تحریریه‌ی جدید هستم.
برای این شماره فقط یک هفته فرصت داشتیم؛ برای همین می‌دانیم که حتمن خطاهایی داریم و حتمن انتقادهای بسیاری در انتظارمان است.
از دوستانی که دعوتم را پذیرفتند و همراه شدند و تمام تلاششان را کردند که ظرف یک هفته شماره ۹۳ آماده شود، بسیار قدردان و سپاس‌گزارم: رها فتاحی، نیلوفر صادقی، فاطمه مهدوی، حبیب دانشور، سمیه نوری، پروین سهیلی و دوستانی که در فشار حاشیه‌های این روزهای داستان، دلشان نمی‌خواهد نامشان را ببرم.


لينک مطلب | 10:05 PM