« میعاد در لجن | صفحه‌ی اصلی | سایه مرگ »

برای صاحب پوکه باز

June 24, 2018

IMG_20180624_132411_718.jpg

غزاله علیزاده وسط آن چند خطی که برای براهنی و گلشیری و کوشان نوشته، دوبار از خستگی گفته؛ یک جا نوشته " ساعت یک و نیم است. خسته‌ام. باید بروم." و چند جمله پایین‌تر می‌رسیم به " نمی‌خواهم، تنها و خسته‌ام. برای همین می‌روم."
خب، همه چیز انگار وابسته به همین خستگی است؛ به همین جملات کوتاه و آن نقطه‌های آخر جمله و قطعیتی که هیچ راه فراری باقی نمی‌گذارد.

لينک مطلب | 9:16 PM