« تصویر کامل جوندار! | صفحه‌ی اصلی | صید ماهی بزرگ »

میان دیروز و فردا

March 5, 2018

photo_2018-03-05_22-58-15.jpg

این چند سال هربار حرف‌های ابراهیم گلستان را خوانده‌ام از خودم پرسیده‌ام چرا یک نفر، فقط یک نفر پیدا نمی‌شود که وقت گفت‌و‌گو جواب حضرت آقا را بدهد. ده سال است که کم و بیش، اینجا و آنجا، از عرش به عالم و آدم بد و بی‌راه گفته و باز جماعت مرعوب نام و چرندیات‌اش می‌شوند و با دهان باز مثل بز اخفش فقط سر تکان می‌دهند.
این بار، در گفت و گویی که در روزنامه شرق منتشر شده از قول گلستان آمده، «هدایت هم شايد آدم روشنفکري به‌معناي دقيق كلمه نبود، اما به‌هر‌حال حس پاکی داشت و می‌دانست که آقای مظفر بقایی حقه‌باز است»، «شاملو درکِ سينما نداشت و سناريوي چندين فیلم قزميت را نوشت، بدون اينكه اسمش روي كار بيايد. مي‌خواهند در سينما قصه بگويند، سینما قصه‌گفتن كه نيست! این است که می‌گویم در بیان اینکه چه‌کسی روشنفکر هست، باید خِسَت به خرج داد»، یک جا می‌گوید احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، احمد محمود و غلامحسین ساعدی هیچ تأثیری در جامعه نداشته‌اند و در پایان وقتی احمد غلامی از ایشان می پرسد از میان نویسندگان مدرن ادبیات ما کدام‌یک در آگاهی‌بخشی و روشنگری موثرتر بوده‌اند، جواب می‌دهد سعدی و مولوی!
کاش یک‌بار یکی هم از آقای گلستان می‌پرسید این‌ سال‌ها به جز بار این و آن کردن دقیقاً چه کرده؟ آدم‌های قبل از انقلاب را که قبول ندارد، از ادبیات داستانی بعد از انقلاب چه خوانده و کجا و چه‌قدر درباره‌اش حرف زده و نوشته؟ چه‌قدر آدم تربیت کرده توی این سال‌ها؟
توی همین گفت‌و‌گو یک جا می‌گوید، در جامعه‌ای كه بيشتر اظهانظرها قزميت باشد، وقتی آدم‌هايی بالاتر اظهارنظر كنند، كسي نمی‌گويد غلط است...
بله، اشکال کار دقیقاً همین‌جاست؛ اظهارنظرهای قزمیت آدم‌های بزرگ!

- عنوان، نام داستانی است از ابراهیم گلستان.

لينک مطلب | 11:07 PM