« مرگ مدام در فراسوی عشق | صفحه‌ی اصلی | باغ مرگ »

یکی این پایین تو را دوست دارد

January 7, 2018

photo_2018-01-07_23-10-25.jpg

اینجا موسسه خوانش است، چند دقیقه بعد از پایان مراسم رسمی جشن فارغ‌التحصیلی هنرجویان دوره اول مدرسه داستان خوانش. عکس‌های دیگری هم حتماً منتشر می‌شوند؛ از مینا حسنی، وقتی از روزهای سخت رفته و از سرآغاز ماجرا و کیفیت همکاری‌اش با کاوه می‌گفت و از سر لطف نامی هم از من برد، علی رغم حضور کم‌رنگ و کوتاهم در شورای سیاست‌گذاری مدرسه؛ از محمد حسینی که کوتاه اما دقیق و محکم حرف زد یا از کاوه، آنجا که صدایش لرزید و خواست به احترام کورش اسدی یک دقیقه بایستیم یا آنجا که از رویاهایش گفت و از دوازده یارش(یازده به علاوه یک) در مدرسه و موسسه یاد کرد و آنجا که حرف‌هایش رنگ و بوی عشق گرفت، وقتی از مریم گفت. عکس‌های دیگری هم هست، از بچه‌های دوره اول، وقتی ته سالن را به هم ریخته بودند، یا آنجا که یکی یکی آمدند و گواهی پایان دوره را گرفتند و به دوربین لبخند زدند.
حالا شاید وقت خوبی باشد برای گفتن بعضی حرف‌ها. من آدم سخت‌گیر و آرمان‌گرایی هستم و همین‌، تعدادی از بچه‌های دوره را آزار داد. نظرسنجی‌های موسسه می‌گویند زیاده‌روی کرده‌ام و زیادی به بچه‌ها فشار آورده‌ام؛ هرچند خودم همچنان خیال می‌کنم برای دوام آوردن بیرون از گل‌خانه دوست‌داشتنی خوانش، باید سخت کار کرد و جنگید. به هر حال، قرار است این ترم از حجم تکالیف بچه‌ها و سقف انتظاراتم کم کنم. از کاوه و مینا ممنونم که تحملم کردند و پای من و برنامه‌ام ایستادند.
می‌ماند بچه‌ها! از آن بیست نفر، چند نفری هم هستند که دوست دارم اینجا ازشان یاد کنم. خب، همان‌طور که بچه‌ها حق دارند از مدرسان محبوب‌شان بگویند، من هم حق دارم از آنهایی بنویسم که انگار جنس‌شان با کلاس و رویاهای من جورتر بوده و جدیت‌ و خلاقیت‌شان بیش‌تر به چشم من آمده. از میلاد کامیابیان، سمیه نوری، نگار قلندر، سام حاجیانی، سونا بزازیان، فهیمه شرفی، فاطمه مهدوی‌پور و پریسا عطاری ممنونم؛ از کلمات و شور و حال و انگیزه‌شان که هفته‌ام را می‌ساخت. امیدوارم یادشان نرود که یکی این پایین دوست‌شان دارد.

لينک مطلب | 11:36 PM