« مرا به خاطرت نگه دار! | صفحه‌ی اصلی | یکی این پایین تو را دوست دارد »

مرگ مدام در فراسوی عشق

January 5, 2018

IMG_20180105_211547_458.jpg

از همین پنج‌شنبه دومین دوره‌ی کلاس تحلیل داستان کوتاه ایرانی‌ام در مدرسه داستان خوانش شروع می‌شود. مثل ترم قبل، سعی می‌کنیم در حاشیه‌ی تحلیل داستانهای درآغاز میرصادقی، دونامه خدایی، آوازی کوتاه برای پدربزرگ و دیگر باور نمی‌کنم و خیابان‌های نیمه‌شب سناپور، عاشقیت در پاورقی محبعلی، کنیزو روانی‌پور، تمبر دهقان، فصل‌های برزخ مندنی‌پور، در امتداد پل غلامی، گمشده در آفریقا نجفی، عروس بید علیخانی، لکه‌ها پیرزاد، پیراهن سه‌شنبه آبکنار، ننویس بهرام مرادی، سه‌شنبه‌ی خیس نجدی، شب در ساتن سفید و اشکاف حامد حبیبی، میان حفره‌های خالی و اتاق خلوت اسماعیلی، رنگ‌های گرم خورشیدفر و حفره ربیحاوی سری هم به جنگ، ادبیات شهری، جریان روشنفکری پیش از انقلاب، ادبیات اقلیمی و روستایی، زنان داستان‌نویس، کودک روایت‌گر، داستانک، داستان شاعرانه، مهاجرت، ادبیات گوتیک، داستان‌نویسان امروز، نقش زبان در داستان، تجربه‌های شخصی و از همه این‌ها مهم‌تر زاویه دید بزنیم.
در این دوره با توجه به بازخوردهای دوره اول، یادداشت‌های هنرجویان و همین‌طور نظرات تعدادی از دوستان، دو داستان حفره ربیحاوی (که در برنامه درسی دوره اول نبود اما هنرجویان موظف بودند در حاشیه کلاس آن را بخوانند) و رنگ‌های گرم خورشیدفر به برنامه کلاس اضافه شده‌اند، به جای دو داستان قله آذردخت بهرامی و بهمن برای مرده کیانی.
فکر می‌کنم واضح است که ملاک انتخاب داستان‌ها، ایده‌هایی است که می‌توان به بهانه‌شان طرح کرد و گسترش داد و نه (حتماً) کیفیت، ارزش و مرتبه داستان‌ها.
امیدوارم کنار این داستان‌ها بتوانیم صراحت و صداقت را هم تمرین کنیم و از ریا کاری و دورویی فاصله بگیریم. تا خدا چه بخواهد...
پی‌نوشت: فردا جشن فارغ التحصیلی هنرجویان دوره اول مدرسه است. وقت کردید، ساعت شش، سری به خیابان بهار و بهشت و خوانش بزنید.

- عنوان نام داستانی است از مارکز.

لينک مطلب | 9:48 PM