« همین امروز برمی‌گردیم، آقای روحانی! | صفحه‌ی اصلی | سوم شخص محدود به جیب »

چمدان گمشده والتر بنیامین

August 21, 2017


«یک دم، فقط یک دم، حس می‌کنی که در این دنیا تنهایی و برای همیشه تنها خواهی ماند.»

تا روشنایی بنویس...کتاب بی‌نظیر احمد اخوت که ده‌ها بار خوانده‌امش و همچنان برایم جذاب است؛ و این جمله، همین یک جمله‌ی تلخ و تند و جادویی والتر بنیامین که اولین بار در همین کتاب دیدمش و شد خلاصه‌ی آن‌چه باید از روزگار یاد می‌گرفتم.
چند هفته‌ای‌ست که به کورش اسدی زیاد فکر می‌کنم. رابطه و دوستی و برو و بیایی نداشتم با او و جز کتابهایش و چند ای-میل و یکی دو دیدار در موسسه خوانش، خاطره‌ای از او ندارم. اما انگار همین که هر پنج‌شنبه روی صندلی و پشت میزی می‌نشینم که چند ماه قبل جای او بوده، توی اتاقی که دیوارهایش انرژی و صدای او را جذب کرده‌اند، وسط بچه‌هایی که شاگرد او بوده‌اند، همین‌ها انگار بهانه‌ای شده‌اند برای یاد کردن از او و نه گفتن به فراموشی.
حالا هر روز به آن لحظه فکر می‌کنم، به آن دم، که تسلیم شد و حس کرد همه چیز بیهوده است و دور از جهان و رویاهای او؛ که حتی کلمه و داستان هم دیگر نجات دهنده نیست و باید تمام‌اش کرد.
تمام‌اش کرد و برای همیشه تنها ماند...

لينک مطلب | 9:58 PM