« با من به جهنم بیا
یا
دوفیلم با یک بلیت
| صفحه‌ی اصلی | چمدان گمشده والتر بنیامین »

همین امروز برمی‌گردیم، آقای روحانی!

August 16, 2017


اوایل سال ۸۵ دیگر همه از بازداشت یعقوب یادعلی و دلایل و ریشه‌های آن خبر داشتند؛ عده‌ای با طرح و نقشه‌ی قبلی و در جهت منافع شخصی، بخش‌هایی از رمان «آداب بی‌قراری» و مجموعه داستان «حالت‌ها در حیاط» او را تکثیر و پخش کرده بودند و با تحریک احساسات جمعی از هم‌وطنان لر چند شهر را به آشوب کشیده بودند. یادعلی بازداشت شده بود و تلاش جمعی از دوستان او و تعدادی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران (مثل سیدرضا شکراللهی و محمدحسن شهسواری و احمد غلامی و مهسا محبعلی و مهدی یزدانی‌خرم و حسین سناپور) برای جمع‌آوری امضاء در حمایت از او و داستان بی‌ثمر مانده بود. اگر اشتباه نکنم، اولین نامه سرگشاده‌ای که در حمایت از او منتشر شد فقط نوزده (بله، فقط نوزده!) امضاء داشت. کمی که گذشت اما، آدم‌ها شروع کردند به نوشتن از او در مطبوعات.
یادم نیست آن روزها مهدی یزدانی‌خرم در کدام روزنامه مشغول بود، اما صفحه آخر آن روزنامه خاص را خوب به یاد دارم و از همه بهتر، یادداشت احمد دهقان را. دهقان از نویسندگان آن طرف خط بود، از آن‌ها که مورد اعتماد نظام‌اند و بنا بر معیارهای بعضی دوستان منفعت‌طلب، دلیلی نداشت خودش را توی دردسر بیندازد و از اعتبارش برای نویسنده‌ای غیرخودی خرج کند.
دهقان اما یادداشت کوتاهی نوشت که دوست دارم امروز و حالا که خبر اعتصاب غذای یکی از محصورین منتشر شده است، دوباره از آن یاد کنم. یادداشت دهقان چیزی نبود جز خاطره‌ای کوتاه از روزهای حضورش در جبهه؛ اول اشاره‌ای به خبر بازداشت یعقوب یادعلی کرد و در ادامه رسید به خاطره.
گروهی از هم‌رزمانش در حمله‌ای چند عراقی را اسیر می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند به دلایلی از شر آن‌ها خلاص بشوند. مجادله‌ و مشاجره‌ای در می‌گیرد و دهقان در دفاع از سربازان عراقی چیزی می‌گوید شبیه این جمله: « اگر یک تار مو از سر این‌ها کم بشود، من دیگر یک لحظه هم اینجا نمی‌مانم و همین امروز بر می‌گردم.» یادداشت با همین جمله تمام می‌شد؛ همین‌قدر ساده و برای یکی مثل من، همین‌قدر فراموش نشدنی.
حالا می‌خواهم از این ماجرا و خاطره سوء استفاده کنم و فقط در نقش یک آدم معمولی که به حسن روحانی رای داده است، یک آدم معمولی که می‌تواند همین فردا نباشد و آب هم از آب تکان نخورد، در نقش کسی که فقط یک رای داشته و چند نفر را هم راضی کرده که در انتخابات شرکت کنند و به حسن روحانی رای بدهند، فارغ از اعتقادات و باورها و اختلاف نظرها، بی‌توجه به رایم در انتخابات ۸۸، فارغ از آن‌که درباره حوادث بعد از انتخابات ۸۸ چه نظری دارم و فارغ از شعارها و وعده‌های آقای روحانی و نقش همان نام‌های ممنوع در پیروزی ایشان، می‌خواهم به یادشان بیاورم که اگر یک تار مو از سر «این‌ها» کم بشود و اتفاقی برایشان بیفتد، از رایم برمی‌گردم.
فقط می‌خواهم یادشان نرود که بدون رای ما آدم‌های معمولی، بدون این ۵۷ درصد، در بهترین حالت، می‌شوند یکی شبیه دیگر آدم‌های نشسته دور میز مجمع تشخیص مصلحت نظام. همین!

لينک مطلب | 9:29 PM