« فروغ | صفحه‌ی اصلی | All for One »

نهنگ این آب خرد

June 6, 2017


DSC_0020-.jpg

«به دوستی می‌گفتم مثل سیبی بودم که برای خودش می‌غلتید و می‌رفت، حالا یک گاز گنده ازش زده‌اند، حالا لنگ می‌زند. کاری‌اش نمی‌شود کرد. آن قبلی نمی‌شود، آن بخش را کنده‌اند. یک بار سفر که رفته بود برایش نوشتم که زندگی بی‌تو در خانه مثل مرداب است، نیستی که دم به دم سنگی بیندازی! حالا دیگر سفر طولانی است و من باید این سکون را تحمل کنم. واقعا روح خانه‌ام بود، زنده‌ام می‌کرد. این‌که آثارش هست و زنده است و این‌ها، کمکی نمی‌کند. آدم حضور فیزیکی کسی را می‌خواهد که نفس بکشد. آثار برای دیگران است، تشفی خاطر آن‌هاست.»
این‌ جملات فرزانه طاهری همه آن چیزی است که می‌شود درباره گلشیری و حال امروز ادبیات گفت. آب خرد داستان‌نویسی مرداب شده است؛ نیستید که دم به دم سنگی بیندازید توی این مرداب، آقای گلشیری، نهنگ این آب خرد...

- عکس از علی شیرخدایی است.

لينک مطلب | 8:50 AM