« و بگو ماهی‌ها حوض‌شان بی‌آب است | صفحه‌ی اصلی | سرگذشت یک غریق »

سنگ و مریم

July 12, 2016


مرگ کیارستمی قطعاً تلخ است، اما بعضی واکنش‌ها به گونه‌ای است که آدم خیال می‌کند اگر این اشتباه پزشکی (با فرض درست بودن حرف و حدیث‌های این چند ماه) پیش نمی‌آمد، کیارستمی هرگز تسلیم مرگ نمی‌شد. چه کسی می‌تواند تضمین کند که آقای کارگردان وقت قدم زدن در خیابان یا پارک داخل گودالی بدون حفاظ نمی‌افتاد یا یک روز صبح زندگی‌اش پس از تصادف با راننده تاکسی/وانت/ون بی‌اعصاب و لجبازی به آخر نمی رسید، یا بی‌احتیاطی راننده‌ای مست، خمار یا درگیر موبایل، توی جاده‌ی لواسان یا چالوس، ماشین‌اش را به ته دره نمی‌فرستاد؟ یعنی می خواهید بگویید بقیه‌ی آدم‌های این جامعه کارشان را درست و دقیق و بی‌ ذره‌ای کم‌فروشی انجام می‌دهند و فقط این پزشکانند که بی‌تعهدند؟ اصلاً چه‌قدر به سقف بالای سرتان و طراح و مجری‌اش اعتماد دارید، یا مثلاً به ماشین‌تان، غذایی که از رستوران محل می‌گیرید، آب استخری که تویش شنا می‌کنید، ماموری که در خیابان می‌بینید، کارمندی که کارتان پیش‌اش گیر است و کاهو و تربچه‌ای که همراه غذای هر روزتان می‌خورید؟ همین آقای مهرجویی که امروز در کانون سنگ تمام گذاشتند و همه‌مان را روسفید کردند چه‌قدر کارش را درست انجام می‌دهد؟ چه‌قدر توی این سال‌ها مزخرف ساخته و تحویل مردم داده و با همین مزخرفات کاسبی کرده است؟
فکر می‌کنم قبل از شرکت در کارناوال سنگ‌پرانی به پزشکان شاید بد نباشد نگاهی به خودمان و کارهایمان بیندازیم.

لينک مطلب | 11:46 PM