« روایت | صفحه‌ی اصلی | سنگ و مریم »

و بگو ماهی‌ها حوض‌شان بی‌آب است

July 10, 2016

photo_2016-07-10_15-45-26.jpg

1. لازم نیست حتماً همه‌ی آثار نویسنده یا فیلم سازی را مرور کرده باشی تا از کیفیت خودش و کارهایش مطمئن بشوی. گاهی، کنار هم گذاشتن چند کلمه‌ی ساده، در یک مراسم سوگواری هم، نشان می‌دهد که آن آدم، چه‌قدر بالاتر از آدم‌های دور و برش ایستاده است. اصغر فرهادی امروز، نه داستان سرایی کرد، نه کلاس درس راه انداخت و نه دنبال خودنمایی بود؛ ساده، کوتاه، موجز، دقیق و تاثیرگذار حرف زد، به پیکر کیارستمی ادای احترام کرد و پایین آمد. چه‌طور می‌شود چنین آدم و چنین کیفیت و چنین شعوری را دوست نداشت؟

2. آدم‌هایی هم بودند در مراسم که انگار آمده بودند برای ایجاد تشنج و نمایش ضدیت‌شان با مذهب. من نمی‌دانم آن‌ خانم‌های نامحترمی که سمت چپ جایگاه ایستاده بودند و امروز وقت قرائت قرآن همه کار کردند که اوضاع را به هم بریزند (از دست زدن و درود درود کردن تا عربده کشی سردسته‌شان که «قطعش کنید، ما نمی‌خواهیم قرآن بشنویم») یا آن‌ها که وقت قرائت نماز یادشان آمد که باید «ای ایران» بخوانند و کار را به جایی رساندند که آقای دعایی چندبار مکث کند و یک نفر میکروفن را دست بگیرد و با عصبانیت فریاد بزند که «ساکت!»، هنگام سوگواری برای پدر،مادر، برادر، خواهر و فرزندان‌شان چه خواهند کرد و از دیگران چه انتظاری خواهند داشت. نمی‌دانم اصلاً به چیزی و کسی اعتقاد دارند یا نه؛ اما گمان می‌کنم آدم‌ها، همه‌ی آدم‌هایی که ذره‌ای شعور دارند، در هر کجای جهان، وقتی در مراسمی شرکت می‌کنند، فارغ از اینکه عزا باشد یا عروسی، به تصمیم و خواست صاحبان و برگزارکنندگان آن مجلس و به کیفیت، اصول و قواعد آن مراسم احترام می‌گذارند. این حجم از خودخواهی و طلبکاری و خودمرکزجهان پنداری و بی‌اخلاقی، واقعاً ترسناک است.

- عنوان، از سهراب سپهری است و اصغر فرهادی، حرف‌هایش را با این جمله تمام کرد.

لينک مطلب | 3:55 PM