« یاد آر ز شمع مرده یاد آر | صفحه‌ی اصلی | یک رمان و چند حاشیه »

از روزهای رفته

June 8, 2016

IMG_20160608_211015.jpg

تمام زندگی‌ام پر است از این تابلوهای ایست و بیابان‌های پشت سرش. توی این سال‌ها، همیشه تابلوهای هشدار دهنده را دیده‌ام و باز زده‌ام به بیابان. خوب می‌دانم که آخرش هم پشت یکی از همین تابلوهای ایست می‌میرم. اما خب، زندگی بی هیجان، بدون دردها و لذت‌های بزرگ، دور از دوست داشتن و دوست داشته شدن و توی تاریکی یکی را صدا زدن، چه ارزشی دارد؟

لينک مطلب | 10:18 PM