« Spectre | صفحه‌ی اصلی | از روزها و کتاب‌ها »

نه چندان کوچک، نه خیلی بزرگ

December 31, 2015


دیشب بعد از مدت‌ها رفتم چشمه کورش. قرار بود نه و نیم «سیکاریو» را برای بار دوم و این بار در سینما ببینیم و فکر کردم چه فرصتی بهتر از این برای چرخیدن در فروشگاه چشمه. از بهرنگ و کاوه که خبری نبود، «چه‌قدر خوبیم ما!» ابراهیم رها را خریدم و «مردم در سیاست ایران» آبراهامیان که این روزها حرفش همه جا هست و همین طور «از روزگار رفته» که گفت‌و‌گوی حسن فیاد است با ابراهیم گلستان و از چند نفری شنیده‌ام که گفت‌وگوی خوبی از آب درآمده. بعد هم به سرم زد بروم نایب و به ته‌چین مخصوص و ماست و خیار و دوغ و زیتون پرورده‌اش سلامی بکنم. یک ربع به دوازده هم که از کورش بیرون آمدم باران معرکه‌ای می‌بارید و هوا حرف نداشت. از آن صبح آلوده، حرف و حدیث‌های توی شرکت و آدم‌ها و فکرهای آزاردهنده‌ی آن روز چیزی نمانده بود.

لينک مطلب | 7:11 PM