« تقدیم به ازمه با عشق و نکبت | صفحه‌ی اصلی | پیش از طلوع »

رخت در ورطه

November 1, 2015


اگر دیدید دو نفر اینجا یا توی هر شبکه‌ی مجازی دیگری، خیلی تابلو و مقابل چشمان شما و دیگران قربان صدقه هم می‌روند، فرت و فرت ماچ برای هم می‌فرستند یا خاطرات مشترکشان را مرور می‌کنند، قبل از هرگونه تحلیلی چند ثانیه صبر کنید. سری به گذشته‌ی این آدم‌ها بزنید. اگر تازه‌کارند که هیچ، ممکن است حدستان درست باشد و سر و سری با هم داشته باشند. اما اگر سابقه‌ای دارند و از آنهایی هستند که گودر و جهان پیش از آن را درک کرده‌اند، شک نکنید که روابطشان در بهترین حالت چیزی در سطح «دفتر حفظ منافع» است و نه چیزی بیش‌تر. اگر کل ماجرا یک رابطه‌ی دایورت شده‌ی معمولی میان دو آدم آسان‌گیر نباشد (که خیلی وقت‌ها هست) در بدترین و پیچیده‌ترین و کم‌یاب‌ترین حالت، این وسط قرار است این اتفاق بیفتد:

یک. شما و دیگران را سرکار بگذارند و ماده‌ی خام غلط برای حرف‌های درگوشی مهمانی‌هایتان جور کنند تا شرایط برای تحقق بند دو هموار شود.
دو. دهان -حداقل- دو نفر دیگر را سرویس کنند. برای درک بهتر ماجرا به Gone Girl استاد فینچر مراجعه کنید.

چرا این‌ها را نوشتم؟ ظاهراً هنوز هستند دوستانی که با جدیت سرگرم سرک کشیدن به صفحات مجازی مردم و آنالیز کامنت‌ها و لایک‌ها و بار گذاشتن حرف مفت‌اند.
عزیزانم،قربان آن شهوت بی‌پایان‌تان بروم، نکنید. به خدا آخرش همین است که گفتم، نه یک کلمه بیش‌تر، نه یک کلمه کم‌تر. بیرون کشید از این ورطه رخت خویش! به جای ورطه و رخت هم می توانید از هر کلمه‌ای که دوست دارید استفاده کنید.

لينک مطلب | 7:04 PM