« و پاییز حتماً برگ‌ها می‌ریزند... | صفحه‌ی اصلی | قرار »

آخرین نامه

March 27, 2015


اتفاقی که امروز و بعد از تمام شدن نمایش «آخرین نامه» در سالن باران افتاد این بود؛ همه‌ی سالن به جز چند نفر از جای‌شان بلند شدند، با تمام وجود بازیگران را تشویق کردند و راضی به خانه‌هایشان برگشتند. بعضی‌هایشان هم حتی آن‌قدر خندیده بودند - مثل دو دختری که در ردیف شش نشسته بودند - که حدس می‌زنم به جراحی ترمیمی نیاز داشته باشند. من اما خیال می‌کنم «آخرین نامه» یک تخم مرغ شانسی پوچ تقلبی و بی‌کیفیت بود که روکشی از کیندر (بخوانید نوید محمدزاده) روی‌اش کشیده بودند. نمایشی سطحی، مبتذل، با داستانی لاغر و نحیف و پایان بندی‌ای کلیشه‌ای، که سعی داشت با شوخی‌های پایین تنه‌ای و کلمات و رفتارهای «گلریزی» و تکرارشونده‌ی بازیگران‌اش یک ساعت و نیم تماشاگرش را حفظ کند.
حالا یا آن چند نفر که سرجایشان نشستند اشتباه می‌کنند و مشتی خودشیفته‌ی از دماغ فیل افتاده‌ی از خود راضی‌اند که چیزی از ادبیات نمایشی و تئاتر نمی‌فهمند، یا در تئاتر هم دارد همان اتفاقی می‌افتد که چند سال پیش گریبان سینما را گرفت و مدتی است که به بهانه‌اش ادبیاتی‌ها را می‌کوبند.
دیگر انتخاب با خودتان است، «آخرین نامه» تا چهاردهم فروردین اجرا می‌شود....

لينک مطلب | 10:28 PM