« ماکیاولیسم ادبی | صفحه‌ی اصلی | مشقت‌های عشق »

این روزها

December 16, 2014


این مربی ما توی باشگاه چند تا سلکشن درجه یک دارد که هر از گاهی به روز می‌شوند با آهنگهای تازه. روال کار هم این طوری است که پانزده دقیقه‌ وارم آپ داریم، بعد، پنجاه دقیقه تمرین پرفشار و ده دقیقه بازگشت به وضعیت اولیه. بگذریم که خودش برای خودش برنامه‌ای دارد و مثلاً پنجشنبه‌ها کار با وزنه بیشتر است تا تمرینهای هوازی. این‌ها را برای چی گفتم؟ هر بخشی آهنگهای خودش را دارد، درست که سلکشن‌ها به روز می‌شوند، اما چندتا از کارها هم ثابت مانده‌اند در این چند ماه؛ مثل یکی دو تا از کارهای شکیرا، «آی آو د تایگر» و آهنگ سوگلی آقای مربی که مخصوص چند دقیقه‌ی پایانی آن پنجاه دقیقه‌ی پرفشار است. یعنی درست در لحظاتی که اندامهای میانی و تحتانی در آستانه‌ی وضعیت شرحه شرحه از فشار قرار دارند، آقای مربی می‌گوید: «دراز بکشید، دو تا وزنه هفت کیلویی بردارید، دستها و پاها کشیده،بالا تنه‌ از روی زمین بلند شه، وزنه‌ها بخورند به نوک انگشتهای پا، زانو صاف، پاشنه‌ی پا از زمین جدا نشه». بعد فکر می‌کنید در چنین شرایطی چی می‌گذارد؟ «احساس آرامش» احسان خواجه امیری! که فرت و فرت توی آهنگ تکرار می‌کند «اگه این زندگی باشه، اگه این سهمم از دنیاست، من از مردن هراسم نیست»...
یعنی آن لحظه اگر در را باز کنند، بگویند دنبال داوطلب هستیم برای سفر بی بازگشت به اورانوس، نود درصد بچه‌ها اعلام آمادگی می‌کنند. آن ده درصد هم نه که نخواهند، معافیت پزشکی دارند و آستانه را رد کرده‌اند.

لينک مطلب | 11:44 PM