« خرچنگ در می‌زند... | صفحه‌ی اصلی | و البته که در زمانه‌ی ما، «دوستان» درست‌تر است »

پرویز

November 26, 2014


از مبنای مقایسه ی «پرویز» و «ماهی و گربه»، که این روزها ظاهراً گریز ناپذیر شده است، درست سر در نمی‌آورم؛ نمی‌دانم چرا اصلاً باید این‌قدر اصرار داشته باشیم بر اینکه بگوییم کدام فیلم بهتری است، وقتی جهان‌شان این‌قدر دور است از هم، و برداشت کارگردان‌هایشان از سینما و - شاید بیش‌تر از همه - داستان، فصل مشترکی ندارد. اما خب، می‌شود درباره‌ی «دوست داشتن» حرف زد و چیزهایی که این دوست داشتن را کم و زیاد می‌کند.
بله، «پرویز» فیلمی است قصه‌گو و نزدیک‌تر به سینمایی که ما با آن سر و کار داریم. تلخی کم‌نظیر «پرویز»، شباهت‌اش به آن‌چه هر روز تجربه می‌کنیم، روایت‌اش از تنهایی و تصویری که از «مستر هاید»های این شهر و هیولاهایی که در ما زنجیر شده‌اند می‌سازد، همان‌قدر می‌تواند دوست داشتنی باشد که بی‌خیالی و بازیگوشی و جاه‌طلبی «ماهی و گربه». حالا که حرف به دوست داشتن رسیده، بگذارید این را هم بگویم که انتخاب من «پرویز» نیست. پرویز زیادی نزدیک است به دنیای این روزهای ما، و شاید همین کافی باشد برای ترجیح دادن «ماهی و گربه» به نسخه‌ی دوم زندگی. به قول خانم وولف از آن کثافت، همان یک نسخه کافی است.

- پی‌نوشت: اصل جمله‌ی ویرجینیا وولف چیزی است شبیه این: «هنر نسخه‌ی دوم جهان واقعی نیست، از آن کثافت همان یک نسخه کافی است...».

لينک مطلب | 10:44 PM