« ندای وظیفه: اشباح | صفحه‌ی اصلی | هیولاخوانی »

ماه عسل برای کید

July 6, 2014


کریستین حتماً می تواند بفهمد که چرا باز برگشتم به همان کوچه. می‌تواند بفهمد که چرا کوچه‌ها بهترند، برای من شاید بهترند، وقتی که تنها باشم. می‌نویسم که هیچ کوچه‌ای آن‌قدر طولانی نیست که نفس آدم بند بیاید. تازه پنجره‌های روشن، و سردرها و هشتی‌ها، و تاریکی تاقی و حتی چراغی که ته بن‌بست را روشن می‌کند و یا مثلاً کوبه‌ی سنگین درها نمی‌گذارند آدم فکر کند تنهاست. می‌گویم که پشت هر پنجره‌ی روشن حتماً کسانی هستند که دور بخاری یا زیر کرسی حلقه‌وار نشسته‌اند. کوبه را هم که بزنی حتماً کسی می‌آید، کسی با سرپایی و چشم‌های خواب‌آلود.

«کریستین و کید- هوشنگ گلشیری»

لينک مطلب | 6:45 PM