« من خدا هستم، پروردگار شما | صفحه‌ی اصلی | برای کلاه آهنی ها »

Don Jon

April 27, 2014


دان جان فیلم کم‌ و بیش سرگرم کننده‌ای است؛ از آن دست فیلم‌هایی که به درد عصرهای بیهوده‌ی جمعه می‌خورند. به روال فیلم‌های این چند سال، پیام اخلاقی گل درشت هم کم ندارد. الان دارم به این فکر می‌کنم که همه‌ی این سال‌ها ما زدیم توی سر فیلم‌های خودمان که فلان‌ سکانس‌اش گل درشت بود و آن‌جای‌اش شعاری از آب درآمده بود، بعد هم نشستیم پای فیلمهای جریان اصلی هالیوود و حال‌اش را بردیم و صدای‌مان هم درنیامد. اشکال از هالیوود است یا فرج‌الله سلحشور وابراهیم حاتمی‌کیا یا ما؟
چهارشنبه‌سوری فرهادی که اکران شده بود، یک نفر (شاید حمیدرضا نصیری ) چند کلمه‌ای درباره‌ی فیلم نوشته بود و آخرش (نقل به مضمون) گفته بود آخر چه کسی توی این دنیا ممکن است هدیه تهرانی را رها کند و برود دنبال پانته‌آ بهرام؟ اشکال فیلم اصغر فرهادی شاید همین بود، که زیبایی و جذابیت رویایی آدمی مثل هدیه تهرانی را نتوانسته بود خط خطی کند برای مخاطب. دان جان دست کم اینجا کم نگذاشته؛ فارغ از اینکه جولیان مور ممکن است برای خیلی‌ها اولین و آخرین باشد، دان جان خیلی راحت و به تدریج جذابیت و زیبایی بیوه‌ی سیاه این سال‌ها را پیش بانو مور سلاخی می‌کند. بالاخره دنیاست دیگر، گاهی هم شعور و بلوغ یک آدم، زیبایی مفرط اما همیشه طلبکار دیگری را کنار می‌زند.

لينک مطلب | 7:37 PM