« Temptation | صفحه‌ی اصلی | پل چوبی »

شمایل لرزان یک ابرقهرمان

August 27, 2013


بازگشت قهرمان؛ این همان چیزی است که اولین ماتریکس برادران واچوفسکی از نئو برای‌مان می‌سازد؛ یک ابرقهرمان شکست‌ناپذیر کلاسیک که قرار است منجی باشد برای آدم‌ها و با معجزه‌اش آن‌ها را از مصیبت ماشین‌ها و دنیای جعلی و ساختگی ماتریکس نجات دهد. ماتریکس دوم اما خیلی زود به یادمان می‌آورد که دوره قهرمان‌بازی و ابرقهرمان‌های شکست‌ناپذیر گذشته است؛ حالا در عصر ابرهیولاهایی مثل اسمیت هستیم که هربار و پس از هرشکست، چهره‌ی تازه‌ای می‌یابند، از اشتباهات گذشته‌شان درس می‌گیرند، ضعف‌های‌شان را پاک می‌کنند، خودشان را از نو می‌سازند، قوی‌تر از قبل از راه می‌رسند و زل می‌زنند توی چشم‌های‌مان؛ و ابرقهرمان‌ها، فارغ از این‌که چه‌قدر قوی، یگانه، باهوش و شجاع باشند، فارغ از این‌که بتمن نولان باشند، اسپایدرمن سام ریمی یا نئو برادران واچوفسکی که مجموعه‌ای است از همه‌ی آن چیزهایی که رویایش را داشته‌ایم، از قدرت پرواز مثل سوپرمن تا توانایی نگه داشتن گلوله‌های شلیک شده از مسلسل و گرفتن ضرب یک شمشیر با دست، دیگر نمی‌توانند آن بزن‌بهادرهای تنهای شهر باقی بمانند؛ عاقبت یک‌روز، یک جا، کم می‌آورند و به این فکر می‌افتند که باید مثل بقیه‌ی آدم‌ها از کسی یا چیزی کمک بگیرند؛ از قهرمان در سایه داستان؛ کسی شبیه به «کلیدساز» در ماتریکس دوم. کلیدساز شرقی و ریزنقش دومین ماتریکس اما چیزی فراتر از قهرمان در سایه است و شخصیت محوری داستان دوم، نه نئو، ترینیتی یا اسمیت، که همین کلیدساز عینکی معمولی است. مردی که تمام این سال‌ها منتظر مانده تا نئو به سراغ‌اش بیاید، تا بشود بلد راه نئو، درها را یکی یکی باز کند و در پایان، تنها، ابرقهرمان داستان را به خلوت معمار برساند؛ معمار ماتریکس، خالق مغرور دنیای جعلی پیرامون آدم‌ها و مصائب امروزشان. بدون کلیدساز، نئو سیزیفی می‌شد سرگردان در هزارتوی ماتریکس و ناتوان از دگرگون کردن شرایط. حالا اما، بعد از گفت‌و‌گو با معمار، اوست که حق انتخاب دارد. میان امید و تن دادن به بازی معمار، میان عشق و پذیرفتن قوانین ماتریکس، میان به مبارزه طلبیدن اسمیت و تن دادن به سکون و آرامش جبری و تقلبی ماتریکس، باید یکی را انتخاب کند. و خب، حق انتخاب چیز کمی نیست، دست‌کم برای آدم‌ها.

- این یادداشت در شماره ی شهریور ماه‌نامه 24 منتشر شده است.

لينک مطلب | 8:36 PM