« گفت‌و‌گو با تاریکی | صفحه‌ی اصلی | چند بهانه‌ی کوچک برای رای ندادن به شیخ دیپلمات »

پینت بال

May 30, 2013


آدم‌هایی را می‌شناسم که چریک بودن - یا ادایش را در آوردن - را دوست دارند؛ چه‌طور بگویم، آن‌قدر خیال‌بافی می‌کنند و حرف‌اش را می‌زنند که خیال می‌کنی چریک بودن، اسلحه دست گرفتن، جنگ خیابانی و پارتیزانی بزرگ‌ترین آرزوی‌شان است. برای این آدم‌ها، که خیلی‌هایشان اصلا سربازی نرفته‌اند و اسلحه دست نگرفته‌اند، پیشنهاد من همیشه یک چیز بوده است: «بیا یک روز برویم پینت بال!»
سنگینی اسلحه‌ی استاندارد پینت‌بال، کبودی و دردی که گلوله‌های رنگی تا یکی دو روز باقی می‌گذارند و خستگی یک ربع سنگر گرفتن و سینه‌خیز رفتن و دفاع کردن از یک سنگر نیم وجبی، به همه یاد می‌دهد که جنگیدن و اسلحه دست گرفتن، کمی و تنها کمی پیچیده‌تر از آن چیزی است که توی فیلم‌ها و شبکه‌های خبری می‌بینیم یا رویایش را می‌بافیم.

لينک مطلب | 8:58 AM