« تا روشنایی بنویس... | صفحه‌ی اصلی | اینجا تهران است »

پذیرایی ساده

February 4, 2013


و آخرش، آخرش احتمالا چیزی خواهد بود شبیه داستان قاطر لنگ «پذیرایی ساده» مانی حقیقی؛ چند روزی هم که به هوای معجزه‌ی دستمال‌های رنگی تاب بیاوری و پای شکسته‌ات را فراموش کنی و پیش بروی، عاقبت یک روز می‌فهمی که معجزه‌ای در کار نیست، هیچ وقت نبوده و همه‌ی ماجرا فقط یک شوخی یا بازی است. آن وقت یک گوشه سرد و دور افتاده زمین‌گیر می‌شوی و انتظار کسی را می‌کشی که از راه برسد و ماشه را فشار دهد و کار را تمام کند...

لينک مطلب | 6:39 PM