« ... | صفحه‌ی اصلی | پذیرایی ساده »

تا روشنایی بنویس...

January 28, 2013


IMG_0827.JPG

خب، رسم روزگار ماست انگار، رسم عصر تاریکی؛ کسی با تندروها کاری ندارد، با دجال‌ها، رجاله‌ها و سیاه‌کارها هم؛ همان‌ها که کار هر روزشان لجن مال کردن زندگی مردم و آبروی این خاک است. آدم‌های آرام، آدم‌های مهربان، آدم‌های صبور، آدم‌های روشن اما، سر از تاریک‌خانه در می‌آورند. و به قول ابراهیم گلستان در «خروس»، از مهربانی و سکوت و صبر خطرناک‌تر چی؟

- عنوان، کتابی است از احمد اخوت.



نظرها

دیگر هر هفته عادت کرده بودم از زبان مسعود بهنود در دیدبان چیزی از پوریا عالمی بشنوم...ظاهرا این هفته....بگذریم که هممون می دونیم دردمون چیه!!!این روزها کم نیستند از این دست پتک هایی که شب و روز و هر ساعت توی سر آدم می خوره!!!!

با سلام به دوست نویسنده و صاحب نظر جناب آقای رضایی زاده
در نظر داریم به صورت دو هفتگی برترین داستان کوتاه منتشر شده در فضای مجازی را به همراه نقدی بر آن معرفی و بازنشر کنیم.همچنین بقیه داستان ها را با لینک به صورت فهرست وار ارائه دهیم.جهت آشنایی بیشتر لطفا قسمت (درباره وبلاگ) را مطالعه نمائید.
چنانچه مایل به همکاری در این زمینه هستید یا داستان جدیدی انتشار دادید، به وسیله ی ایمیل یا کامنت ما را مطلع نمائید
شما لینک شده اید و خوشحال می شویم ما را با نام "دو هفته اخیر" لینک نمائید.
امیدواریم شما را کنار خود داشته باشیم.

آقای رضایی زاده من اینقدر ناراحتشونم. برای دوستان نزدیک که باید سخت تر باشه.
چه بده این روزها.

پدرام جان نوشته‌ و عکس را در فیس بوک شیر کردم. یک نفر آنجا سوالی از تو پرسیده. وقت کردی نگاهی بینداز. در مورد پوریا و بقیه هم اگر نامه ای چیزی برای امضا دست ات رسید مثل همیشه به من هم بگو. کار دیگری که از دست ما برنمی آید. باور کن دیشب نخوابیدم. قربانت.

تعجب در اين است هيچ کس جرئت نداره بپرسه به چه دليل و به چه جرمي مخصوصاً پوريا عالمي و اميلي امرايي که فقط دغدغه ادبيات را داشتند

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)