« اردیبهشت نود و یک | صفحه‌ی اصلی | سنگر و قمقمه‌های خالی »

در ستایش دروغ، نشر چشمه، نشر افق، روزنامه شرق و چیزهای دیگر

May 6, 2012


یک) یادم نیست در هفته‌نامه‌ی شهروند امروز بود یا مجله‌ای دیگر، پرونده‌ای جمع شده بود درباره‌ی دروغ؛ یک طرف ماجرا نظرات فقهایی که بر حرام مطلق بودن دروغ اصرار داشتند منتشر شده بود و طرف دیگر، دیدگاهی که معتقد بود در شرایطی خاص، با در نظر گرفتن منافع یک مجموعه یا برای پیشگیری از یک زیان عظیم، می توان دروغ گفت. این پرونده در دوره‌ای منتشر شد که بحث روز کشور، پایبندی اهل سیاست به اخلاق، تکریم شرافت و پرهیز از دروغ‌گویی بود. اگر اشتباه نکنم، در یکی از یادداشت‌های آن پرونده به این نکته هم اشاره شده بود که، وقتی جامعه‌ای در پایین‌ترین سطوح خود گرفتار دروغ است، چه‌طور می‌تواند از دروغ‌گویی در لایه‌های دیگر گلایه کند؟

دو) نشر افق امروز، در روزنامه‌ی شرق، چند خطی درباره‌ی عدم همکاری این نشر با نویسندگان و مترجمانی که با نشر چشمه همکاری کرده‌اند،توضیح داده است. خط آخر این پاراگراف کوتاه این است: «اين تصميم با اطلاع و استقبال دوستان ما در نشر چشمه و برای حمايت از حقوق معنوی اين نشر گرفته شده است». برای من، این جمله یعنی مسئولان نشر افق، پیش از تصمیم‌گیری، با مدیر و مسئولان نشر چشمه مشورت کرده‌اند، ماجرا را به آن‌ها اطلاع داده‌اند و مدیر و مسئولان نشر چشمه هم از این اتفاق استقبال کرده‌اند.
حالا سوال من از آقایان سید حسن کیاییان، کاوه کیاییان، بهرنگ کیاییان و مهدی یزدانی‌خرم این است که آیا این ادعای نشر افق درست است یا این یادداشت تنها برای کاستن از فشار واکنش‌های احتمالی تنظیم شده است؟ آیا نشر چشمه از تصمیم نشر افق اطلاع داشته‌ است یا پس از انتشار خبر در «ناتور»، اس.ام.اس‌های من (که متاسفانه یا خوشبختانه هم خودشان و هم جواب‌های‌شان هنوز سرجای‌شان هستند و حذف نشده‌اند) و تماس تلفنی جناب آقای غفارزادگان (که پس از شنیدن خبر بزرگواری کردند و برای پیگیری، ابتدا با نشر افق و بعد با نشر چشمه تماس گرفتند) از ماجرا باخبر شده‌اند؟ سوال دیگر من این است که اگر لازم باشد و منافع و روابط صنفی‌مان به خطر بیفتد، آیا اجازه داریم حقیقت را وارونه کنیم و ماجرا را به شکلی دیگر تحویل مخاطب بدهیم؟
جواب این سوال هیچ فایده‌ای اگر نداشته باشد، دست‌کم می‌تواند تکلیف من را با خیلی چیزها و آدم‌ها روشن کند.

پی‌نوشت: نیایید بگویید الان و با مشکلاتی که برای نشر چشمه پیش آمده، جای این حرف‌ها و بحث‌ها نیست. اتفاقا الان وقت این حرف‌هاست. من یک بار در روزنامه‌ی اعتماد و ستون «سنگر و قمقمه‌های خالی» نوشتم که سید حسن کیاییان، یکی از شریف‌ترین آدم‌هایی است که در عمرم دیده‌ام، همین هفته‌ی پیش و در آخرین یادداشت همان ستون، به صراحت از تعلیق نشر چشمه انتقاد کردم. چیزهای دیگری هم بود که جای گفتن‌شان اینجا نیست. منتی نیست، اما همه‌ی این‌ها باعث شد بعضی‌ها به نیش و کنایه بگویند که لابد این وسط چیزی هم قرار است به من برسد. من به چیزهایی که نوشتم و کارهایی که تا امروز کرده‌ام، اعتقاد داشته‌ام، حالا می‌خواهم بدانم شناخت‌ام از آدم‌ها و مجموعه‌ها درست بوده است یا اشتباه...

پی نوشت دو: در حاشیه همه این حرف ها و ادعاها یک بحث کوچک و بی اهمیت صنفی هم در مورد حقوق نویسندگان و مترجمان پیش می آید که دوستان افقی ظاهرا به آن توجهی نکرده اند. با این شرایط، به نظرم بد نیست اگر ناشران در قراردادهایی که پیش روی نویسندگان شان می گذارند، بندی را هم بگنجانند که حق تصمیم گیری در مورد چگونگی انتشار آثار بعدی نویسنده و آینده حرفه ای او را نیز در انحصار ناشر قرار دهد. به این ترتیب دست ناشران برای رسیدن به هر توافقی، یا مثلا برای جابه جایی و ترنسفر نویسندگان و مترجمان و تصمیم گیری برای آینده حرفه ای آنها نیز باز خواهد شد!



نظرها

.....سیگار

..........دود می کرد

..................کار خودش را انجام میداد

............مثل کارخانه ای

...............غروب

.............در ایالتی دور.

الان نشر چشمه باید جواب چی را به شما بدهند ؟ این که از تصمیم افق استقبال کرده اند ایرادی دارد؟
-----
پدرام: لطفن همیشه اول یادداشت را بخوانید، بعد کامنت بگذارید.

من وقتي توضيح افق را خوندم بر اين رندي آفرين گفتم و برداشتم از اين اقدام افق به سود يا در جهت همدلي با چشمه نبود. اينها از عواقب باندبازي اصحاب چشمه است و كم كم دارد خودش را نشان ميدهد. افق كار ارشاد را تمام كرده و وقت دعوا آنكه ميزند جذاب است نه آنكه مدارا یا ميكند.

استقبال و اطلاع!
بیایند به شما بگویند کتابی از نویسنده‌هات را چاپ نمی‌کنیم، التماس می‌کنید که نه توروخدا این کار را نکنید؟ نمی‌کنید که (این از استقبال)، یا شاید بر می‌دارید جار می‌زنید که مردم بدانید و آگاه باشید فلانی به ما این‌طور گفته؟ (این هم از اطلاع)
شما هم تکلیف خودت را روشن‌شده بدان، آدم‌ها در شرایط سخت، خود واقعیشان را نشان می‌دهند.

به نظرم این از آن موضوعاتی ست که راست و دروغش خیلی زودتر از حد تصور معلوم خواهدشد. نگرانش نباشید.

اقای پدرام رضایی زاده
یک بار برای آقای شکرالهی نوشتم:خود کرده را تدبیر نیست.
امروز برای شما می نویسم و دوباره می نویسم:خود کرده را تدبیر نیست.
شکرالهی این کامنت را منتشر کرد چون می دانست شیشه حیات مافیا و انحصار در نبود آزادی بیان است که مغهوم می یابد . اگر فرمانبرداری اصحاب نشر چشمه که شما یکی از سینه چاک ترین های آنان بودید و ظاهرا اکنون نیستید از نوع فرمانبرداری بدون قید و شرط مناسبات مافیایی نبود آیاجسارت گفتن چنین حرفی از طرف نشر افق می توانست در سکوت {...} و انحصار طلب نشر چشمه معنا و مفهوم پیدا کند؟
آیا این شما نوعی نیستید که اجازه انحصار طلبی را با {...} به امثال {...} مثل چشمه می دهید؟
-----
پدرام: آزادی بیان البته وقتی معنی دارد که آدم ها با هویت و شخصیت حقیقی شان حرف بزنند، نه با نامهای مستعار یا جعلی. کامنت‌تان هم به نظرم دور از انصاف است. همین!

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)