« هذیان به سعی نیمهشب 17 |
صفحهی اصلی
| سنگر و قمقمههای خالی (دو)
ما سرباز بودیم »
ببخش ما را، به خاطر همهی دوستت دارمهایی که نگفتیم...
January 23, 2012
گفت، «میخوای یه چیزی بهت بگم؟»
گفتم، «باشه بگو»
گفت، «حالا که دیگه همهی مردم به زودی زود میمیرن و کسی زنده نمیمونه، دیگه میتونم بگم دوستت دارم.»
«شب مادر- کورت ونهگات- ترجمهی ع.ا.بهرامی»
پینوشت: تکراری است و قبلن اینجا نوشته بودماش، اما چه کار کنم که چفت حال الانام است.
لينک مطلب | 9:06 PM
لينکده
- مرد سوم منتشر شد
با ترجمهی محسن آزرم
- برگزیدگان یازدهمین دورهی جایزهی گلشیری معرفی شدند
ایسنا
- برای من يكی عادی نمیشود
عروسک کوکی
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)