« حالا هی بگو چرا تو فلان تعزیه سرباز انگلیسی بوده | صفحه‌ی اصلی |

I guess that I miss you, I guess I forgive you

»

به پایان سلام کن

December 9, 2011


خیلی از یادداشت‌های ناتور پاک شده‌اند؛ حساب‌شان دیگر از دستم در رفته. چندتایی را مجبور شده‌ام حذف کنم و یک‌سری را هم با اشتیاق کنار گذاشته‌ام. بالاخره آدم است دیگر، همیشه که یک جور فکر نمی‌کند و بعضی وقت‌ها پشیمان‌اش می‌کنند و پشیمان می‌شود از چیزهایی که گفته و نوشته.
امروز می‌خواستم بروم به استقبال دربی. می‌خواستم یک پست یک خطی بنویسم. می‌خواستم بنویسم، «پرسپولیس، به پایان سلام کن». بعد یادم افتاد که تمام این سال‌ها، من هیچ‌وقت به‌خاطر این بازی برای کسی کری نخوانده‌ام، که همین امروز برنامه ریخته‌ام که به جای بازی بروم «بدرود بغداد» را ببینم. بعد دلم خواست از خاطره‌ی یک شب برفی بنویسم در پارک بالای میدان کاج و از شب‌های برفی که هیچ‌وقت پاک نمی‌شوند انگار؛ اما چشم‌ام افتاد به تعداد پست‌های فعلی این وبلاگ. دیدم تا قبل از این پست، 666 یادداشت نوشته‌ام. انگار یکی درست چند ثانیه بعد از بیرون آمدن از سونای بخار، هول‌ام داده باشد توی حوضچه‌ی آب سرد. شرمنده شدم از نگاه کردن به پست 666 ام. یک عمر به ریش داشته و نداشته‌ی آن‌ها که از جریان فراماسونری و انگلیس و شیطان‌پرستی می‌گفتند خندیدیم، بعد خدا این‌طور سرمان را زد به سنگ.
یعنی می‌خواهید بگویید همه‌ی آن یادداشت‌ها پاک شدند که برسیم به اینجا؟ به تلاقی تکان‌دهنده‌ی عدد 666 و انگلیس؟ وای برمن...وای بر من...



نظرها

از بدرود بغداد برامون بگو پدرام. :)

خودم از این دقتا و حساسیتای بامزه دارم و دوست
داشتم این پست رو.مرسی

سلام دوست عزیز.موفق باشی..شاد.دوست گرامی خوشحال میشیم به سایت ادبی ما نیز نگاهی بیندازی و این نگاه نکته سنجتون حتما به ما کمک میکنه.nouvelle.ir منتظر حضورتون هستبم

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)