« سمت تاریک کلمات | صفحه‌ی اصلی | خواستنی‌ها »

خانه‌ی خیابان قصردشت

September 23, 2011


هندوانه‌ها هم دیگر آن هندوانه‌های سابق نیستند؛ همه چیز جعلی شده. یادتان هست چه تخمه‌های سیاه و درشتی داشتند؟ بعضی مادربزرگ‌ها تخمه‌ها را بو می‌دادند. مامان بزرگ هم استاد بود توی این کار؛ تخمه‌ها را می‌ریخت توی ماهی‌تابه و با نمک و آبلیمو کاری می‌کرد کارستان. زیر آفتاب ظهر جمعه می‌نشستیم پای درخت خرمالوی توی حیاط و تخمه می‌شکستیم. پنج سال پیش مرد. روزهای آخر، جز سه-چهار نفر هیچ‌کس را نمی‌شناخت. نرفتم دیدن‌اش، می‌ترسیدم من را هم نشناسد. کاش بود؛ دلم برای‌اش تنگ شده.

لينک مطلب | 11:21 AM