« و شهادت مرا پایانی نیست | صفحه‌ی اصلی | The Hills Have Eyes »

همچنان این روزها

August 16, 2011


یک روزی می‌آید، می‌بینی مردن برابت راحت‌تر و ممکن‌تر است تا عوض کردن راه، تا زیر میز کوبیدن و بیرون زدن از کافه‌ای که چند سال است تویش گیر کرده‌ای.
ببینم، دریوزگی و تن‌فروشی کلمات بهتری نیستند برای به تصویر کشیدن زندگی آدم‌هایی که دیگر شغل‌شان را دوست ندارند، که کم‌کم به مرز تنفر نزدیک می‌شوند اما به خاطر همان فیش لعنتی آخر ماه، مجبورند دوام بیاورند و ادامه دهند؟

لينک مطلب | 8:10 AM