« مرگ‌بازی چهارم | صفحه‌ی اصلی | همچنان این روزها »

و شهادت مرا پایانی نیست

August 14, 2011


نه
ترديدی بر جای بنمانده است
مگر قاطعيت وجود تو
كز سرانجام خويش
به ترديدم می‌افكند،
كه تو آن جرعه‌ی آبی
كه غلامان
به كبوتران می‌نوشانند
از آن پيش‌تر
كه خنجر
به گلوگاه‌شان نهند.

كجائی؟ بشنو! بشنو!
من از آن گونه با خويش به مهرم
كه بسمل شدن را به جان می‌پذيرم
بس كه پاک می‌خواند اين آب پاكيزه كه عطشان‌اش مانده‌ام!
بس كه آزاد خواهم شد
از تكرار هجاهای همهمه
در كشاكش اين جنگ بی‌شكوه!
و پاكيزگی اين آب
با جان پر عطش‌ام
كوچ را
هم‌سفر خواهد شد...

«احمد شاملو- مرثیه‌های خاک»


- عنوان هم از شاملو و همین دفتر است.

لينک مطلب | 11:07 PM