« صدای پای زهر | صفحه‌ی اصلی | یا منصور اَمِت »

اللهم اشف کل مریض

November 9, 2010


اول به احساس‌ات شک می‌کنند، می‌گویند دوست داشتن دیگر چه صیغه‌ای است، دوری و غریب، بیا وسط میدان و سپر بینداز و «عاشقی» کن.
تو می‌شوی همان که باید، بی‌سپر، بی زره، بی نقاب؛ حالا حواله‌ات می‌دهند به فروغ، اما نه به جنون نشسته توی شعرها و شیدایی لحظه ‌لحظه‌های‌اش، که به چند خط از یک مصاحبه‌ی او و کلمات بی‌سر‌وته و اخته‌ی یکی دیگر در حاشیه‌ی همان چند خط، که عشق بیماری است و عاشق یک بیمار روانی خودآزار.
کلاه‌تان را بالاتر بگذارید رفقا، دوره‌ی این حرف‌ها گذشته، فهم و شعور مردم دیگر مثل سابق نیست، سلیقه‌شان هم، کسی با عشق دیگر سرگرم نمی‌شود؛ بیایید تعریف کنید ببینیم دیشب با چه کسی بوده‌اید، چه کرده‌اید، فردا قرار است با کی باشید، دو روز آخر هفته هم از تنهایی و غم و رفتن می‌نویسیم که اگر نباشند انگار از عیار دگراندیشی‌مان کم می‌شود.
تا فتح مرزهای مطلفا مدرن بودن چیزی نمانده، کلاه تان را بالاتر بگذارید رفقا.

لينک مطلب | 8:17 PM