« تو را نمی‌بینم | صفحه‌ی اصلی | ساعت 25 شب »

در حاشیه‌ی نظرسنجی وبلاگی علی چنگیزی

September 17, 2010


علی چنگیزی آدم نازنینی است، ساده و مهربان و بی ادا و اطوار هم، اشکال بزرگ‌اش اما این است که با «ویرایش» میانه‌ای ندارد؛ به همین وبلاگش اگر سر بزنید، احتمالا می‌رسید به حرف من و می‌بینید که علی خیلی اهل مزه مزه کردن کلمات نیست. خب، شاید این همان چیزی باشد که می‌خواهد، به کسی هم ربطی ندارد، به هرحال اختیار چاردیواری مجازی‌اش را دارد و آن‌جا، همان‌طور که دوست دارد می‌نویسد؛ هرچند همه‌ی این حرف‌ها وقتی درست است که حرف و نقل کس دیگری وسط نیاید و نباشد.
حالا، چند روزی از انتشار این نظرسنجی گذشته است، انگار موج تازه‌ای هم راه افتاده و دوباره قرار است درباره‌ی دوسالانه شدن جایزه‌ی بنیاد گلشیری بحث‌هایی شکل بگیرد. علی هم تا جایی که من می‌دانم از مخالفان سرسخت دوسالانه شدن جایزه‌ی گلشیری است. فکر می‌کنم اگر به جای این نظرسنجی، یک یادداشت جان‌دار و صریح و مستدل در وبلاگ‌اش منتشر می‌کرد، شاید می‌توانست نظر بعضی از موافقان رویه‌ی جدید بنیاد گلشیری را هم تغییر دهد. علی اما یادداشتی ننوشت، به جای‌اش بی‌آنکه حرفی از این نظرسنجی و شکل و قالب‌اش بزند، برای دوستان و آشنایان‌اش اس.ام.اس - و برای بعضی‌ها هم ای-میل - فرستاد که «فلانی، با دوسالانه شدن جایزه‌ی گلشیری موافقی؟» و حاصل کار شد این که می‌بینید.
خیلی از آدم‌هایی که علی نام‌شان را در این نظرسنجی «آورده»، رسانه دارند، بعضی‌هایشان هم آدم‌های مطرح و صریحی هستند و هر زمان احساس کرده‌اند باید چیزی بگویند یا واکنشی نشان بدهند، در همان وبلاگ‌هایشان یا در روزنامه‌ها و مجلات‌، بی‌ترس و نگرانی نوشته‌اند و تا آخر هم پای حرف‌هایشان ایستاده‌اند. حالا اگر قرار باشد کسی سراغ این آدم‌ها برود و از آن‌ها درباره‌ی یکی از مهم‌ترین جوایز ادبی این کشور بپرسد، دست‌کم باید به اخلاق و اصول حرفه‌ای وفادار بماند.
گوش‌های اهل ادبیات پر است از شایعه و انتقادهای شفاهی و حرف‌های درگوشی و چیزهایی که هیچ وقت جایی ثبت نمی‌شوند؛ حرف‌هایی که از «جنسی دیگر»‌اند و اگر غرض و مرضی در کار نباشد، کسی هم منتشرشان نمی‌کند. من در خیر بودن نیت علی شک نمی‌کنم، اما حاصل کار او و پاسخ‌های منتشر شده در وبلاگ او، نه به مجموعه‌ی بنیاد گلشیری کمکی می‌کند و نه به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری و کار رسانه‌ای وفادار است. این جواب‌های کوتاه و گاه آمیخته با شوخی که با هیچ دلیل و منطقی همراه نشده‌اند، جز جوسازی علیه بنیاد و خراب کردن بعضی از شرکت کنندگان در نظرسنجی واقعا چه حاصلی دارند؟ اصلا کسی حق دارد - احتمالا - برای «بامزه تر شدن» نتیجه‌ی کار بعضی جواب‌ها را دست‌کاری کند یا «حرف‌های خودمانی» دیگران را در چنین قالبی منتشر کند؟ و بهتر نبود اگر «فرهیختگان» عزیز و اصحاب فرهیخته‌اش به‌جای کپی -پیست کردن «نه»ها و «نع»‌ها و «شوخی»های ردیف شده در این نظر سنجی، به چهارنفر از این آدم‌ها زنگ می‌زدند و حرف‌ها و دلایل‌شان را می‌شنیدند؟
نمی‌دانم، شاید هم اشکال از روزگار است که برای هیچ‌کس دل و دماغ درست و با حوصله کار کردن را نگذاشته، نمی‌دانم، اما شک ندارم اگر علی چنگیزی مثل یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای سراغ این ایده می‌رفت، اگر به مخاطبان‌اش احترام می‌گذاشت و به آن‌ها می‌گفت که قرار است پاسخ‌هایشان در چنین قالبی منتشر شود و آدم‌ها تنها با یک «رای‌گیری» ساده سر و کار ندارند... و اگر به سرش نمی‌زد که به «مزه»‌ی کارش اضافه کند، به نتیجه‌ و متن بهتری می‌رسیدیم؛ متنی که شاید تندی و تیزی و حاشیه‌های این نظرسنجی را نداشت، اما دست‌کم دقیق و حرفه‌ای و مستدل بود.

لينک مطلب | 3:14 AM