« داستان گوشواره‌ها | صفحه‌ی اصلی | Mark Twain »

آغوش

July 16, 2010


حقه‌ی اتاق نشیمن را حتما می‌دانید.
دست‌ها را دور بدن‌تان حلقه می‌کنید
تا از نمای پشت مثل کسی شوید که
در آغوش گرفته باشند
دست کسی از پشت پیراهن‌تان را در چنگ فشرده باشد
ناخن‌هایش در پوست گردن‌تان فرو رفته باشد
از روبه‌رو اما وضع طور دیگری است
به قدری تنها می‌نمایید که حد ندارد
با آرنج‌های روی هم و پوزخندی مضحک
مثل آن است که منتظر خیاط باشید
تا بیاید خفتی را بر تن‌تان امتحان کند
از آن‌ها که نتوانید در آن تکان بخورید.

«هنر غرق شدن- بیلی کالینز- ترجمه‌ی مجتبی ویسی- نشر چشمه»

لينک مطلب | 1:41 AM