« داستان گوشوارهها | صفحهی اصلی | Mark Twain »
آغوش
حقهی اتاق نشیمن را حتما میدانید.
دستها را دور بدنتان حلقه میکنید
تا از نمای پشت مثل کسی شوید که
در آغوش گرفته باشند
دست کسی از پشت پیراهنتان را در چنگ فشرده باشد
ناخنهایش در پوست گردنتان فرو رفته باشد
از روبهرو اما وضع طور دیگری است
به قدری تنها مینمایید که حد ندارد
با آرنجهای روی هم و پوزخندی مضحک
مثل آن است که منتظر خیاط باشید
تا بیاید خفتی را بر تنتان امتحان کند
از آنها که نتوانید در آن تکان بخورید.
«هنر غرق شدن- بیلی کالینز- ترجمهی مجتبی ویسی- نشر چشمه»
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)