« همراه شو عزیز! | صفحهی اصلی | کلاهمان را به احترام آلمان از سر بر میداریم »
اینک آخرالزمان
بازی فردا، بازی سادهای نیست؛ نظم عجیب ارتش کلاسیک آلمان، تغییر شکل دادنهای ناگهانی «ترَنسفورمر»های آلمانی، حرکتشان از فاز دفاعی به فاز حمله و ضدحملههای کشندهی تیم «لو»، هر تیمی را نگران میکند. آلمانیها در بازی با انگلستان دو گل زدند که سالهای سال میتواند در کلاسهای مدرسان فیفا تدریس شود و آبی و سفیدهای دوستداشتنی اگر کمی غفلت کنند و از پس برنامههای پیچیدهی ژرمنها برنیایند، باید از یکشنبه دنبال بلیت برگشت باشند.
آن طرف اما چریکهای پر شور آرژانتینی را داریم، با فرماندهای جاهطلب که استاد حملههای برقآسا و غافلگیرکننده و جنگهای نامنظم است. آرژانتینیها شاید اینبار نظم تیمی و دانش فنی آلمانیها را نداشته باشند، اما چریکهای آمریکای جنوبی و وارثان «مارتین فیرو» میدان نبرد را خوب میشناسند و هیچ بعید نیست در جدیترین و مهمترین نبردشان، حماسهای تازه رقم بزنند.
سربازان مدرن آلمانی پیروز خواهند شد یا جنگجویان متعصب و میهنپرست آرزانتینی؟ باید تا فردا شب منتظر ماند و امیدوار بود که خدا «دست»اش را فراموش نکند...
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
این فیلترینگ چه بلائی سر پدرام ما آورده که حالا جوات خیابانی شده !
پدرام: پس تو هم آلمانی از آب درآمدی...ناامیدم کردی.
بعد هم، گفته بودم که، اینجا دیگر جای بعضی نوشتهها نیست. خدارا شکر وبلاگستان کشته مردهی سیاست هم کم ندارد. به جای خواندن اینجا، میشود وبلاگهای آنها را خواند.
صراحی | July 2, 2010 2:58 PM
age gharare be in pooochi bashe ke mibinish. vagehan fek mikonma naneveshtaneshe ke be dard mikhore... bavaram nemishe enghadar kahrab shode bashi pedram,. zendegi bahat kheil bad karde... to hatta sarcheshmeye puchi tuye khodeto ham enkar mikoni
پدرام: من که نفهمیدم این چند خط چه ربطی به متن داشت!
... | July 2, 2010 3:11 PM
ABI va SEFID poosh ah be onvan yek mellat bavar kon ke adam ha ye mobarzi nistan .jang e folkland kheili delgir e dastanesh Pedram.Alman ha ham noghte zaf ziad daran. ba ehteram bezar faghat football negah konim ke faght hamin ye tafrih e ejbari! ro darim.
پدرام: همهی ملتها در تاریخشان روزهای سیاه دارند. مگر در تاریخ همینجا روز سیاه کم داشتهایم؟ از حملهی مغولها و شکست مفتضحانه از دار و دستهی افغان بگیر تا کودتا علیه دولت مصدق یا مثلا اشغال ایران توسط متفقین. آرژانتینیها در همان جنگ کوتاه هم بد نجنگیدند و ضربات سنگینی به نیروی دریایی انگلیس زدند و نیروی هوایی آرژانتین تا حدی ضعف نیروی دریاییشان را جبران کرد... هرچند نتیجهی جنگ شکست آرژانتین بود.
در ضمن فکر نمیکنم کسی مزاحم تفریح شما شده باشد...
armin | July 2, 2010 4:25 PM
با شما نبود فکر کنم با من بود!
زنده باد آلمان
سبز باشی
میم-آهنگ | July 2, 2010 4:30 PM
سلام
نوشتهی خوبی بود.
اما ببخشیدها، فکر می کنم با بودن برزیل اسپانیا، شانس کمی دارند این آلمانیها!
پدرام: حالا انشاءالله کار به اسپانیا و برزیل نمیکشد :)
صادق صادقی | July 2, 2010 4:48 PM
یعنی میشه یکی از آمریکای جنوبی برنده بشه دل ما یکم خوش بشه؟ یا خدا نمیخواد هشت پاش ضایع بشه؟
باید منتظر موند و دید
شملک | July 2, 2010 5:04 PM
خدا دست خودش رو که نمیذاره آلمانهای پرافاده رو برداره.فقط ایکاش امروز فوتبال مدرن رو، آلمانیها به سبک مورینیوی بازی خراب کن بازی نکنند
امیر | July 2, 2010 5:36 PM
خدا در بازی آلمان-انگلیس سر گلی که انگلیسیها زدند و مردود اعلام شد، چشمش را فراموش کردهبود!
داداش کوچیکه | July 2, 2010 10:38 PM
خداحافظ آلمان...
یاسر | July 3, 2010 12:21 AM
سلام بر سرزمین پدری مان رایش بزرگ
امروز بوینس آیرس را به فتوحات مان و خاک مان اضافه خواهیم کرد.
تانکهای تایگر با زره پوشهای سنگین شان خط دفاعی راه راه را چهار خانه خواهند کرد.
پدرام جان! چریکهای تو یا باید به صورت علی اصغری پیروز شوند، یا داور بخواهد خوش رقصی ای برای مارادونا کند. در ضمن، داداش کوچیکه. شما سنت نمیرسد. در جام جهانی 1966 انگلیس با یک چنین گلی که گل هم نبود، قهرمان جام شد. اتفاقا خدا چشمش خیلی باز است.
از صمیم قلب منتظرم امروز بعدازظهر، یادآور فینال جام 1990 باشد..........
پدرام: :)) ایول! مهدی رو هم کشوندیم به کری خونی..
مهدی | July 3, 2010 2:28 AM
زنده باد دن ديهگو
مهدي پدرام | July 3, 2010 3:50 AM
زنده باد آلمان
نیلوفر | July 3, 2010 3:00 PM
زنده باد آلمان
دست مریزاد
میم-آهنگ | July 3, 2010 8:44 PM
آقاي پدرام، تو ديگه با چه رويي ميخواي وبلاگ بنويسي؟ چهار تا گل ديگه جاي هيچ حرفي نميذاره. شرمنده! اين دفعه دست خدا بدجوري خورده پس كلهي ديگو. ايشالله چهار سال ديگه.
عليرضا | July 3, 2010 11:31 PM
پدرام جان! روحیه ی اباذر وارت را ستایش میکنم. همیشه جا برای تو در اردوی آلمانها هست. اما {...} مثل یاسر باید بروند در کوره ی آدمسوزی جزغاله شوند.
پدرام: :))
مهدی | July 4, 2010 2:10 AM
اگر کتاب سنگ صبور(عتیق رحیمی) را خوانده اید لطف کنید نظرتان را دربارش به من بگویید، منتظرم
کف دست | July 11, 2010 9:06 AM