« ما آدم‌های دیگری بودیم | صفحه‌ی اصلی | Simple Man »

در حاشیه‌ی این روزها

May 17, 2010


«عنصر معنوی جرم» اصطلاحی است رایج میان وکلا و قضات و ترکیبی متداول در جلسات بازپرسی و دادرسی؛ اصلی که بی‌ارتباط با «نیت» و «قصد» متهم نیست و آن‌ها که در پی «قضاوت»‌اند پیش از صدور حکم آن را نیز بررسی می‌کنند. عنصر معنوی جرم همان چیزی است که میان یک قاتل بالفطره و آن‌که در دفاع از جان یا ناموس خود مرتکب قتل می‌شود تفاوت می‌گذارد و شدت مجازات را تعیین می‌کند؛ آن‌که با نیت و قصد قبلی جرمی را مرتکب می‌شود هرگز با آن‌که ناخواسته و ناآگاهانه یا با نیتی دیگر باعث شکل گرفتن جرمی شده، یکی گرفته نمی‌شود.
چند روز پیش من چند کلمه‌ای درباره‌ی طرح خوابگرد نوشتم و با وجود پرسش‌ها و تردیدهایی که درباره‌ی «نیت» او داشتم در بازی او شرکت کردم؛ دوستان دیگری هم آمدند و انتقاد کردند از طرح خوابگرد - جز دو،سه نفر - بی غرض و مرض؛ عده‌ای هم دفاع کردند از ایده‌ی سیدرضا شکراللهی بی‌آن‌که به کسی توهین کنند - جز دو،سه نفر طرفدار متعصب که منتقدان را به داشتن پارانویا متهم کردند. تا اینجای کار ظاهرا مشکلی نبود، طرحی شکل گرفته، عده‌ای مخالف‌اند و عده‌ای موافق.
مشکل اما از آن‌جا شروع می‌شود که علی‌رغم همه‌ی آن‌چه در یک‌سال گذشته بر ما رفته، عده‌ای مرز میان انتقاد و دشمنی را بر می‌دارند و با جملاتی پرشور و احساسی منتقدان را غیرمستقیم عامل تفرقه و برهم زننده‌ی اتحاد می‌نامند، عده‌ای هم که گویا اهل منطق‌اند، از «دستگاه نیت سنجی» منتقدان حرف می‌زنند و آن‌ها را با جماعتی مقایسه می‌کنند که نباید.
من درباره‌ی گروه اول حرفی ندارم، که اگر قرار بر میدان دادن به احساسات و «حرف‌های قشنگ» است و اصل بر یکی دانستن منتقد و دشمن، دیگر جایی برای انتقاد نمی‌ماند. اما از دوستان اهل منطق همه چیزدان و کارکشته می‌پرسم که این کدام منطق است که چشم و گوش بسته راه افتادن دنبال این و آن و سینه زدن زیر علم و پرچم طلایه‌دار را تایید می‌کند و تفحص در نیت را پیش از قضاوت اشتباه می‌داند؟ اصلا عنصر معنوی جرم به کنار، من از دوستان فرهیخته و روشنفکر و مدعی‌ام می‌پرسم که مگر همین شما نبودید که چند ماه پیش از تحریم جشنواره‌ی فیلم فجر و جوایز کتاب سال و - حتی - نمایشگاه کتاب حرف می‌زدید و نیت برگزارکنندگان این اتفاق‌های فرهنگی را سیاسی می‌دانستید و از تلاش برای جلب مشروعیت حرف می‌زدید؟ نیش و کنایه‌هایتان هنوز در گوگل ریدر و آرشیو وبلاگ‌هایتان هست، شما نبودید که شک کردن در نیت آدم‌ها را یاد دادید به دیگران؟ شما نبودید که هردوره نزدیک به انتخابات که می‌شد هزار و یک دلیل می‌آوردید که نباید در انتخابات شرکت کرد چون نیت «آن‌ها» چیز دیگری است و حرص‌مان می‌دادید؟ حالا راه افتاده‌اید که منطق می‌گوید به «نیت»‌ها نباید کاری داشت و هرکس «دستگاه نیت سنج» دارد شبیه «آن‌ها» است؟ چگونه است که بی‌توجه به سابقه و گذشته‌ی آدم‌ها، هر منتقدی را مغرض می‌نامید و برهم‌زننده‌ی عکس‌های دست‌جمعی‌ و به هر تازه از راه رسیده‌ای تنها به دلیل همراهی‌اش با خودتان، میدان می‌دهید؟
نه، این راهش نیست، خروار خروار کتاب هم که بار کتاب‌خانه‌هایتان باشد و با هزار و یک روزنامه و مجله‌ هم که همکاری کنید، روشنفکر نیستید اگر کلمات‌تان از کارهایتان فاصله داشته باشند؛ و مگر کار روشنفکری چیزی جز وفاداری به اصول است؟

لينک مطلب | 12:54 AM