« ... | صفحه‌ی اصلی | سال آخر دانشگاه »

اعشاری‌های وبلاگستان متحد شوید

May 6, 2010


چند روزی بود که می‌خواستم درباره‌ی ماجرای معرفی «محبوب‌ترین» کتاب داستانی سال به انتخاب «گروهی» از وبلاگ‌نویسان چیزی بنویسم، اما هربار پشیمان می‌شدم. اشکال کار اینجا بود که وقتی می‌بینی حال و هوای وبلاگستان عجیب «صفر و یکی» شده، محافظه‌کاری‌ات گل می‌کند و فکر می‌کنی که طبیعی است در چنین شرایطی دیگر جایی برای اعشاری‌ها نماند؛ اینجا خیلی وقت است که - مثل دنیای حقیقی - یا باید چشم بسته و زیر سایه‌ی «عَلَم»‌ها سینه بزنی یا شمشیر بکشی و حریف بطلبی و چنگ و دندان نشان بدهی.
دروغ چرا، مشکل اصلی من با طرح سیدرضا شکراللهی این است که از نیت او مطمئن نیستم و - حتی حالا و بعد از خواندن حرف‌های او - نمی‌دانم که دقیقا دنبال چیست؛ و متاسفانه یا خوشبختانه آن‌چه در این یک‌سال بر ما گذشته، آدم را وادار می‌کند که نیت و هدف آدم‌ها را جدی‌تر بگیرد. نمی‌دانم سیدرضا شکراللهی واقعا در پی راه انداختن یک حرکت فرهنگی است، یا این فراخوان هم مثل یادداشت‌های چند ماه گذشته‌ی خوابگرد، بیش‌ترین فاصله را با فرهنگ و ادبیات و کم‌ترین فاصله را با سیاست دارد؛ نمی‌دانم سعی دارد یک جامعه‌ی آماری جدید بسازد و آخر کار برسد به مقایسه‌ی «آدم»‌ها و «کتاب‌خوان»‌های معمولی با «داوران» و «روزنامه‌نگار»‌ها و «منتقد»ها و «دوروبری»‌ها و به یک نتیجه‌ی تازه برسد، یا آن‌که با کنار هم گذاشتن انتخاب‌های «مخاطبان» خوابگرد و شباهت‌های احتمالی‌شان با نتایج «بعضی» جوایز، درستی حاصل کار «تعدادی» از داوران را ثابت کند. مشکل اینجاست که خوابگرد «بازی» تازه‌ای راه انداخته که می‌توانست بامزه هم باشد - همان‌قدر که بازی‌ انتخاب ده فیلم برتر دهه، بود - می‌توانست «صداقت» آدم‌ها را محک بزند و حرص بعضی‌ها را برای «متفاوت» نشان دادن خودشان نمایان کند، اما حالا آن‌قدر جدی شده که من یکی را می‌ترساند؛ آن‌قدر جدی که رادیوهای آن‌طرف مرزها نه‌تنها از خیر خبرش نمی‌گذرند که مانند یک «اتفاق مهم فرهنگی» جدی می‌گیرندش با «صاحب ایده‌ی» این بازی گفت‌و‌گو راه می‌اندازند و دنبال تحلیل و تفسیر این بازی هم می‌روند.
خب به نظرم سیدرضا شکراللهی باید حق بدهد به آدم‌هایی که سپرهایشان را مقابل چنین موجی بالا برده‌اند، باید این نبود اعتماد را جدی بگیرد و بی تفاوت از کنار هجوم علامت‌‌های سوال نگذرد. شکراللهی البته با هوشیاری از پیش‌داوری پرهیز کرده و همه چیز را به روز آخر گره زده اما پایان این بازی همان‌قدر که می‌تواند پاسخ پرسش‌های سیدرضا شکراللهی و مدافعان سرسخت طرح او را بدهد، بی‌تردید تکلیف بخشی از مخاطبان خاکستری وبلاگ‌های فرهنگی را نیز با سایت‌ها و وبلاگ‌هایی چون خوابگرد روشن خواهد کرد. گمان می‌کنم آلوده شدن نتایج این فراخوان با سیاست یا انتخاب کتاب‌هایی که تنها در دایره‌ی «خواص» محبوب‌اند و به دلیل پیچیدگی‌ در ساختار یا روایت «نمی‌توانند» کتاب «محبوب» دیگران باشند، می‌تواند حکم تیر خلاص را داشته باشد؛ و دقیقا به همین دلیل است که امیدوارم وبلاگ‌نویس‌ها از این بازی تازه استقبال کنند و فارغ از آن‌چه منتقدها و داوران جوایز و روزنامه‌نگارها نوشته‌اند و انتخاب کرده‌اند و سنگ‌اش را به سینه زده‌اند، از کلماتی که «دوست داشته‌اند» و از کتاب‌های «محبوب‌»‌شان بنویسند و آن دایره‌ی «خواص» را بشکنند، که نتیجه‌ی بی‌تفاوتی و عدم مشارکت، معمولا تکرار چیزی است که دوست‌ نداریم.

اما انتخاب‌های من:
1. آویشن قشنگ نیست - حامد اسماعیلیون
2. احتمالا گم شده‌ام- سارا سالار
3. برف و سمفونی ابری- پیمان اسماعیلی

لينک مطلب | 12:49 AM