« ... | صفحه‌ی اصلی | جایزه‌ی نهم »

پایان بیست و نه

April 29, 2010


در DVD دوم از مجموعه‌ی Planet Earth، داستان خرس قطبی نری روایت می‌شود که برای پیدا کردن غذا، مسافتی طولانی را میان یخ‌ها شنا می‌کند و عاقبت در ساحل به گروهی از گرازهای دریایی می‌رسد؛ به توده‌ی عظیمی از گوشت و چربی و پوست. گرازهای دریایی بالغ که می‌دانند آرواره و دندان‌های خرس قطبی از پس حجم گوشت و چربی متراکم آن‌ها بر نمی‌آید، خود را سپر گرازهای دریایی جوان و کوچک می‌کنند و قلعه‌ای نفوذه ناپذیر می‌سازند. خرس، چند بار تلاش می‌کند - حتی یک‌بار به هدفش بسیار نزدیک می‌شود - اما هربار شکست می‌خورد و عاقبت جز بدنی زخمی و ضعف چیزی برایش نمی‌ماند. سکانس پایانی این داستان، تصویر خرسی است که غروب، ناامید و خسته، پهلو به پهلوی گرازهای دریایی به زمین می‌افتد و می‌میرد.
وقتی به سال گذشته نگاه می‌کنم، به بیست‌ونه‌ای که همین امروز تمام شد، روزگار خود و بعضی اطرافیان‌ام را بی‌شباهت به روز آخر زندگی آن خرس قطبی نمی‌بینم؛ خوشبختی و آرزوهای بزرگ زندگی‌ هرکسی هم گاه همین‌قدر نزدیک می‌شوند و همین‌قدر دست‌نیافتنی. و خب، تنها چیزی که در آن لحظات آخر- یعنی همان‌جایی که دست از بازی می‌کشی و شکست را قبول می‌کنی - یکی مثل من را آرام می‌کند، این امیدواری است که تو، آخرین خرس قطبی زمین نیستی و حتی اگر آن غروب لعنتی، آخرین غروب زندگی تو باشد، باز می‌شود به صبح روز بعد امیدوار بود؛ یکی - شبیه به تو - پیدا می‌شود، از آن توده‌ی نفوذناپذیر می‌گذرد و گرازها را ناکار می‌کند.
فکر می‌کنم این تنها چیزی است که تلخی آن غروب آخر را برای یک موجود شکست‌خورده، تحمل‌پذیر می‌کند.



نظرها

سلام آقا رضایی زاده عزیز
خوب هستین؟
سایت "ادبیات ما(www.adabiatema.com)" شماره اول خودش را دارد آماده می کند که تا اواخر اردیبهشت ماه به روز شود.
قراره تو این سایت اتفاق های خوبی مثل بررسی کتاب ماه، دانلود مجله گردون، داستان و شعر از نویسندگان و شعرا، مصاحبه، نقد، بررسی ادبیات کهن، پرونده های ویژه و... بیافتد.
خیلی خوشحال می شدیم که اگر امکانش برایتان وجود دارد برای شماره یک مصاحبه ای با شما داشته باشیم.
مطمئنا حمایت شما از سایتی که متعلق به همه جامعه ادبی ایران است، باعث دلگرمی ما می شود...
با تشکر
سینا حشمدار

نمی دانم کجا خواندم پدرام جان -اگر اشتباه نکنم یکی از نمایشنامه های حمید امجد بوده- که می گفت: «زندگی عین سینما رفتنه با یک صف دراز، یک عمر تویِ صف می ایستی که فیلمی رو که می گن تماشاش خیلی لذت بخشه تماشا کنی ولی آخر سر یا نویت بهت نمی رسه یا وقتی می رسه که بلیت تمام شده...»
هربار هم اگر که نوبت به تو نرسد این امیدواری را داری که بالاخره یک نفر پیدا می شود که زندگی رویِ خوش اش را بهش نشان بدهد.
این روزهایِ اردی بهشتی هم که آدم را بیشتر امیدوار می کند و یک چیز دیگر؛ تبریک برایِ ورود به سی!

پدرام: ممنون از لطفت مسعود عزیز.

پدرام عزيز.
اول تبريك، و اما بعد:
وقتي 18 ساله بودم پر از شور و اميد انقلاب پيروز شد.
در 19 سالگي بعضي اميدها پژمردند و اميدهايي از جنس ديگر تر و تازه از راه رسيدند تا اميد اولي را زنده كنم.
وقتي بيست سالم شد با خود گفتم: تمام شد! دوران جواني‌ام به پايان رسيد و طرفي نبستيم، رنگ زرد نااميدي در روحم دميده شد.
پس از 25 سالگي باد سرد 30 سالگي به مشامم ميرسيد.
در 30 سالگي گفتم وارد جرگه‌ي پيرها شدم.
سالها به‌اندازه‌ي يك پلك زدن گذشت تا فهميدم معناي زندگي همين است. بن بست‌ها اشاره به راه ديگر ميكنند. زندگي همين است: و هدف چگونه طي كردن مسير است نه رسيدن.اگر رسيدي فبها، نور علي نور.
حالا در آستانه‌ي 50 سالگي عاشق شده‌ام!
عاشق لحظه‌هاي نويي كه هنوز به من فرصت آزمودن و بزرگ شدن ميدهند.
عزيز من. در طول هشت سال اين پنجمين وبلاگ من است. تنها اولي از سال 81 به بعد چهار سال عمر كرد. خيلي سخت است كه هويت خودت را زير پا بگذاري و بنايي جديد بسازي.
اما فرصت‌هاي حيات خبر از راه‌هاي جديد ميدهند.
اين راه نشد راه ديگر.
اتوپيايي در كار نيست.
شرمنده از حرفهاي پدربزرگانه.
در پناه حق.

تبریک
ناامیدانه کلیک کردم اما باز شد
آن صحنه ها را یادم است تازگی دیدم فکر کنم 2 ماه نمی شود
بسیار زیبا نوشتید شما و مسعود

تبريك
ورودت به جمع سي ها مبارك.
اميدوارم رسيدن به قله ي زندگي رو به زيبايي تجربه كني.

سلام همسایه
تولدت مبارک
امیدوارم امسال خوش اخلاق تر باشی( خنده)
در ضمن با ناتور یک سال پیش این موقع ها کلی زندگی کردم کی دوباره به جنب و جوش می اندازیش؟

تولدت مبارک. چقدر سال ها زود می گذرند...

امروز یکی از دوستان خوبم پیام داد که برو یه سری به وبلاگ ناتور بزن مطلب جالبی نوشته یادم افتاد که چند وقتی میشه نیومدم اینجا. و چه به موقع تو شبی اینچنین پرالتهاب مطلب لذیذت رو خوندم. کف سرمایه امیدمون همینیه که گفتی.


مرد مختصر.

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)