« یکی آن بالا... | صفحه‌ی اصلی | ... »

نیمه‌ی روشن ماه

March 12, 2010

ظهر که از چنگ زدن به دلخوشی‌های کوچک زندگی می‌نوشتم فکر نمی‌کردم درست چند ساعت بعد، روزگار این‌طور غافلگیرم کند. هرکسی ممکن است گاهی احساس کند شکست خورده یا به بن‌بست رسیده، انکار نمی‌کنم که به تندیس بنیاد گلشیری نیاز داشتم و به دیده شدن و کمی امید برای ادامه دادن و کم کردن از ضعف‌ها و پیش رفتن و پیش رفتن. به من یاد نداده‌اند که خودم را سانسور کنم، بلد نیستم نقش بازی کنم و این جایزه را کم‌اهمیت بشمارم وقتی به دست‌آوردن‌اش یکی از بهترین اتفاق‌های زندگی‌ام است؛ پس اجازه بدهید این شوق و ذوق را با شما هم قسمت کنم.
از اینجا به بعد را می‌توانید بگذارید به حساب کمبود جنبه، اما دوست دارم از بنیاد گلشیری و داوران‌اش تشکر کنم، حس خوب الان و چند روز آینده‌ام را مدیون آن‌ها هستم.
از سیدرضا شکراللهی و مهدی یزدانی‌خرم هم ممنونم که هم در ویراستاری کتاب نقش داشتند و هم در روزهای سخت فروردین ماه و حاشیه‌های یک سوءتفاهم، من را تنها نگذاشتند.
حرف آخر هم یک تبریک جانانه است به حامد اسماعیلیون که بهترین هدیه‌ی تولد دنیا را امروز از بنیاد گلشیری گرفته است. حالا که قرار بر داشتن شریک است، چه شریکی بهتر از «آویشن قشنگ نیست» برای «مرگ‌بازی».



لينک مطلب | 9:49 PM