دشمن مورد نظر موجود نمی‌باشد


می‌گفتند نظامیان نباید وارد سیاست شوند، نقل قول می‌کردند از آیت‌الله خمینی، از دلیل‌اش اما کسی حرف نزد برای‌مان؛ به‌جایش همه‌ی این سال‌ها – و «این سال‌ها» یعنی همین چهار، پنج سال گذشته – توجیه‌مان کرده‌اند که «منظور امام چیز دیگری بوده است» و «نظامیان هم مثل آدم‌های دیگر حق دارند فعالیت سیاسی داشته باشند» و ... دروغ هم نگفته‌اند که، من هم می‌گویم نظامیان سابق و – حتی - فعلی حق دارند «مثل آدم‌های دیگر» کار سیاسی کنند، البته اگر بشوند یکی «مثل آدم‌های دیگر».
یکی دو روز قبل از دوازدهم بهمن و بالا رفتن موج جدید «امکان‌پذیر نمی‌باشد»‌ها و آوار شدن‌اش بر سر وبلاگ‌ها وسایت‌های فرهنگی و غیرسیاسی، سردار سرتیپ پاسدار محمدعلی نائینی ، معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان بسیج، در گفت‌و‌گویی از «تلاش برای مهیا کردن زمینه‌ی حضور جدی حامیان انقلاب در محیط مجازی از سوی سازمان بسیج» و «تسخیر» فضای مجازی توسط نیروهای حزب‌اللهی در سال آینده سخن می‌گوید. پاک‌سازی مجازی - که پیش از این و چند روز مانده به سالگرد سایت فرهنگی هفتان، از خوابگرد شروع شده بود - دو روز بعد سرعت می‌گیرد و تعداد زیادی از سایت‌ها وبلاگ‌های غیرسیاسی، گرفتار «فیل»سرکشی می‌شوند که هر روز «ویار» خوابیدن در خانه‌ی یکی به سرش می‌زند.
من قصد ندارم ارتباطی میان سخنان سردار و سونامی جدید «امکان‌پذیر نمی‌باشد» بیابم و مسئولیت این بستن‌ها و محدود کردن‌ها را بر گردن سپاه، بسیج یا اعضای مخلص‌اش بیندازم، اما منطقی که پشت این بگیر و ببندهای مجازی بی‌قاعده‌ی جدید است و خودداری عاملان و آمران از ذکر دلایل اصلی و جزئیات مسدود شدن سایت‌ها و وبلاگ‌ها، شباهت‌های بسیاری با منطق نظامی و منطقی دارد که حرف از «تسخیر» می‌زند. سردار و نیروهای تحت فرمان‌اش بهتر از من می‌دانند که وقتی می‌توان از «تسخیر» منطقه‌ای حرف زد که «تمامی» نیروهای «دشمن» یا به معنی دیگر آن‌ها که «هم‌سو» با نیروهای مهاجم و خودی نیستند، از منطقه بیرون رانده شوند. متاسفانه در این یکی دوماه آتش «توپخانه»‌ی آقایان بیش‌تر از آن‌که نیروهای دشمن را هدف بگیرد، بر سر منتقدان و خانه‌ی مجازی‌شان باریده است و ظاهرا در نگاه اعضای «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» - که مخابرات آن‌ها را به عنوان آمر مسدود شدن سایت‌ها معرفی می‌کند - تفاوتی میان آن‌ها که به دنبال «سرنگونی نظام» و ساختارشکنی‌اند و آن‌ها که - در چارچوب قوانین موجود و با احترام به خطوط قرمز - «منتقد بخشی از کارهای دولت» (شما بخوانید منتقد کارهای فرهنگی و اجتماعی بخش کوچکی از نظام) هستند، وجود ندارد و صدای هر دو گروه باید خاموش شود.
سایت‌ها و وبلاگ‌های فرهنگی، از خوابگرد تا پرشین کارتون، یکی یکی به لطف دوستان «فیل»سوار مسدود می‌شوند، «منتقدان دولت» شانه‌به‌شانه‌ی «دشمنان نظام» گذاشته می‌شوند بیخ دیوار «امکان پذیر نمی‌باشد» و «تسخیر» جای «گفت‌و‌گو» و «تحمل» را می‌گیرد؛ ظاهرا ماشین جنگی و دشمن‌سازی تا «فتح» کامل این فضا و بیرون راندن تمامی منتقدان و ساکت کردن کوچک‌ترین صدای مخالفی خاموش نخواهد شد. این که چنین محدودیت‌هایی تا چه حد می‌تواند به «اعتماد سازی» آقایان کمک کند و بر «محبوبیت» و «مردمی بودن» آن‌ها بیفزاید را آینده‌ مشخص خواهد کرد، اما شک ندارم که این رفتارها نه در راستای سیاست «جذب حداکثری و دفع حداقلی» است و نه در جهت این گفته که « مسئولان نباید از انتقاد بترسند و فضای نقد و مباحثه باید در کل کشور شکل گیرد». متاسفم که این شکاف عمیق میان حرف‌ها و رفتارها را نه «آدم‌های معمولی»‌ای مثل ما که آن‌هایی پررنگ‌تر می‌کنند که حرف اول و آخرشان «ولایت‌پذیری» است.
بوش پسر چند روز بعد از حادثه‌ی تروریستی یازدهم سپتامبر گفت که در راه مبارزه با تروریسم کشورها «یا با ما هستند یا علیه ما»؛ گذشت زمان نشان داد – همان‌طور که پیش‌تر تاریخ نشان داده بود - که منطق «همه یا هیچ»، «یکی دانستن منتقد و دشمن» و دفاع از «تک‌صدایی» به کجا می‌رسد؛ لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ...


- سوره‌ی یوسف، آیه‌ی یکصد و یازده.



« صفحه‌ي بعدي | صفحه‌ي قبلي »