« روز حسین | صفحهی اصلی | ... »
داستان مردی که 17 دی با یک کلاهگیس مشغول مردن بود
میشود دربارهی شباهتهای «17 دی کجا بودی؟» امیررضا کوهستانی با «کوارتت» حرف زد، یا از «شبه رادیویی» بودن این نمایش گفت و از این که مخاطب گاه چنان لحظات ملالآوری را تجربه میکند که ترجیح میدهد سالن را ترک کند؛ میتوان از اصرار عجیب کوهستانی بر دراماتیزه نکردن دیالوگهای به شدت «واقعی»اش حرف زد و از روایت - و نه ماجرا - و کشمکشی گفت که ظرفیت نود دقیقه اجرا را ندارد، یا پای ضعف در گرهافکنی را وسط کشید؛ اما مشکل اساسی من - یعنی آدمی که مخاطب حرفهای نمایش نیست و شاید چیز زیادی هم از نمایش نداند و آقای کوهستانی یا یکی از طرفداراناش به سادگی میتواند با یکی دو سوال کارش را یکسره کند و شانهها یا یکی دو جای دیگرش را به خاک برساند - با «17 دی کجا بودی؟» نه اینهاست و نه چیزهای کوچکی مثل طراحی لباس «سارا» (نگار جواهریان) یا عقب ماندن صدا از تصویر در صحنهی زیر و رو شدن کشوها. «17 دی کجا بودی؟» میتوانست دوستداشتنی باشد اگر «احمد مهرانفر» و «الهام کردا»اش اینقدر فاصله نداشتند با دیگر بازیگراناش. جز این دو، که بازیشان را دوست داشتم، نمایش کوهستانی یک «نگار جواهریان» به شدت ناامیدکننده دارد و چند بازی معمولی از بازیگرانی که انگار خودشان هم به نمایش اعتقادی ندارند. طبیعی است خیلی نتوانم از یک «حس» حرف بزنم و از شکل نگرفتن «رابطه»ی میان مخاطب و بازیهای نمایش، اما گمان میکنم اگر خود آقای کوهستانی هم دیروز در تماشاخانهی ایرانشهر و سالن اجرای نمایش حضور داشت، میتوانست از نگاه کردن به چهرهی مخاطبان نمایش یا زیرنظر گرفتن واکنشهای تماشاگران به بعضی از این حرفها برسد؛ کسی چه میداند، شاید شبهای دیگر قصه جور دیگری تمام شده باشد...
پینوشت: حالا چرا «کلاه گیس»؟ شاید بشود یک روز دربارهی این هم حرف زد.
مرتبط:
- حکایت کیوان و نمایش «17 دی کجا بودی؟»
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)