« تنها دوبار زندگی می‌کنیم | صفحه‌ی اصلی | بچه‌ها، آدم باشید! »

بیست سال تنهایی

December 21, 2009


حالا دقیقاً بیست سال از روزی که آیت‌الله خمینی آن نامه‌ی معروف را برای آیت‌الله منتظری نوشت، چند بار او را «ساده‌لوح» نامید و در پایان تاکید کرد «من كار به تاريخ و آن‌چه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه‌ی شرعی خود عمل كنم»، گذشته است. امشب، یعنی درست بیست‌سال بعد از آن نامه‌ی معروف، قائم‌مقام مغضوب و رهبر فقید انقلاب دوباره می‌نشینند کنار هم و به یک تاریخ سی‌ساله نگاه می‌کنند. حالا دیگر هرآنچه وظیفه‌ی شرعی بوده، گذشته و حاصل‌اش در پرونده‌ی اعمال آمده؛ پس شاید تنها بتوانند درباره‌ی تاریخ و آن‌چه اتفاق افتاده حرف بزنند. جز خدا، چه کسی می‌داند میان‌شان چه خواهد گذشت؟



نظرها

شما كه انگار خداحافظي كرده بوديد كه. دوباره برگشتيد؟ من شما را از فيدريدرم حذف كرده بودم. حالا دوباره مشترك شدم.

خدايش بيامرزاد

چقدر در این سی سال دید ما عوض شد.. چقدر فرق بین دوست و دشمن را فهمیدیم و یاد گرفتیم در این روزگار آدم خوب هم پیدا می شود

سلام ، تازه بلاگتون رو پیدا کردم ؛ خواستم بگم خیلی جالب و روان مینویسید.پاینده باشید و نویسنده ;)

تو هم عصاب نداریآ...

در ارتباط با پست آدمها


پدرام: به خدا...

ساده بودن اش در این روزگارِِ مردمانِ هفت خط نهایتِ زیرکی بود، بسیار کسان به او خندیدند و مضحکه اش کردند اما به قولِ انگلیسی «خنده ی آخر» برای او ماند که به ریشِ این مردمان که در تاریخ بدنام خواهند ماند بخندد

برای پست بالایی :
امان از جو گیری :)

سلام آقاي رضايي زاده
خيلي خوشحالم كه باز داريد مي نويسيد

ارادت مند
مهدي پدرام

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)