« برای ورشکسته‌های روزآنلاین | صفحه‌ی اصلی | و این هیچ چیز خوبی نیست... »

دعوت به مراسم چس‌ناله خوانی

December 17, 2009


آمده‌ام
روز محشر من!
بگو
کجای این صف طولانی بمانم
که جای مرا
در غرفه‌های بهشت نگیرند.

«شمس لنگرودی- ملاح خیابان‌ها»

قرار نبود در اردیبهشت اتفاق خاصی بیفتد، من فقط دلم می‌خواست مدتی اینجا نباشم؛ می‌خواستم خودم را درست کنم، این منِ خرابِ ضعیف و اسیر سوءبرداشت‌ها را کنار بگذارم، کنارش بچسبم به زندگی و کارهایم در شرکت، بدوم دنبال طلب‌هایم از شرکت‌هایی که بعد از پایان ساعت اداری یا در روزهای تعطیل درگیر پروژه‌هایشان بوده‌ام - شرکت‌هایی که خوب یاد گرفته‌اند به بهانه‌ی اوضاع نابسمان این روزها زیر قراردادهایشان بزنند- رمانم را تمام کنم، چیزهایی راکه در این چندماه دیده‌ام و شنیده‌ام بفرستم به بایگانی ذهن، خودم را جمع و جور کنم، اوایل اسفند بروم سفر و دوماهی خوش بگذرانم، هزار و یک شاخ غول دیگر را بشکنم و از اردیبهشت دوباره شروع کنم. ناتور پر است از این قصه‌های پرغصه‌ی دوزاری و رفتن‌ها و آمدن‌ها، مثل جهان اندوه هر آدمی که پر است از همین چیزهای بی‌ارزش و کوچک و مضحک و چس‌ناله‌ها، چیزهایی که هیچ‌کس جدی نمی‌گیردشان چون نه فراگیر و عمومی‌اند و نه از جنس تیتر یک روزنامه‌ها و خبرها و عکس‌های سایت‌ها و برنامه‌های خبری.
حالا، یعنی سه ماه بعد از آخرین پست این وبلاگ و چهار ماه مانده به آن اردیبهشت کذایی، چرا این‌ها را می‌نویسم؟ بهانه‌ی این چند خط پوریا عالمی است که دیروز – در مراسم پایانی جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات- چند باری پرید وسط و به جای من جواب این سوال را داد که «چرا دیگر نمی‌نویسی؟».
دیروز به پوریا نگفتم که اشتباه می‌کند – شاید مثل باقی آدم‌هایی که اینجا را می‌خوانند – که منتظر چیزی نیستم، منتظر آرام شدن فضا، یک معجزه‌ی بزرگ یا تمام شدن وضعیتِ - به قول خودش - گل و بلبل؛ به شوخی‌هایش خندیدم، مثل همه‌ی آدم‌هایی که وقتی موضوع شوخی‌اند، می‌خندند تا جنبه‌شان را نشان بدهند. اما دروغ چرا، معجزه از راه رسیده است؛ از میان همه‌ی خواب و خیال‌ها و چس‌ناله‌هایی که برایتان شمردم، فقط نسخه‌ی اولیه‌ی رمانم تمام شده، به جایش برنامه‌ی سفرم به هم خورده و قرار است دو-سه ماهی هم خانه‌نشین باشم .
چه زمانی بهتر از این برای بالا کشیدن کرکره‌ی ناتور و ازسرگرفتن روضه خوانی و ماده‌ی خام طنز دست این و آن دادن برای خندیدن؟ این‌طور دیگر کسی نگران آمدن آن اردیبهشت تقلبی هم نمی‌شود، نگران اردیبهشتی که هرگز از راه نخواهد رسید.

لينک مطلب | 1:56 PM