« که از سوال ملولیم و از جواب خجل (2) | صفحه اصلی | Wicker Park »
به تماشای آبهای سپید
جمعهی گندی است، از همان جمعههای پیش از تحویل پروژهی دوران دانشجویی؛ آنوقتها اشکال از ما بود و نخوردن سنجد و همه چیز را به دقیقهی نود سپردن، حالا تقصیر روزگار است و بعضی آدمهایش. با نقشه و فایلهای DWG و کاغذهای درهمریختهی روی میز و تکسا شروع میشود و موسیقی متناش میشود «به تماشای آبهای سپید»؛ نه دلتنگی برایت میگذارد و نه فکر و خیال. مهربان اگر باشی با خودت، چند دقیقهای میان نقشههای سازه و معماری و مترههای تاسیسات، خودت را مهمان میکنی به یکدست Beach Head 2002؛ بیوقفه شلیک میکنی و سربازها یکی یکی میافتند روی زمین و تانکها و نفربرها منفجر میشوند و تو کمکم وجشت میکنی از آدمهایی که در ذهن تو به جای سربازهای بازی گلوله میخورند و تمام میشوند.
این تمام آن چیزی است که قرار است رنگ جمعهی تو را عوض کند، وقتی منتظر کسی نیستی و موسیقی متن روزت، «به تماشای آبهای سپید» است...
لينکده
- پنجاه متر دورخیز
یادداشت امیرحسین یزدانبد دربارهی «برف و سمفونی ابری»
- آموزش گام به گام نقد ادبی
پوریا عالمی
- راوی خاموش
یادداشتی خواندنی از خوابگرد
- ماجرا به این سادگیها هم نیست
گفتوگو با جعفر مدرس صادقی
- در فساد الفبای فارسی
مریم مومنی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)