« که از سوال ملولیم و از جواب خجل (2) | صفحه‌ی اصلی | Wicker Park »

به تماشای آب‌های سپید

September 4, 2009

جمعه‌ی گندی است، از همان جمعه‌های پیش از تحویل پروژه‌ی دوران دانشجویی؛ آن‌وقت‌ها اشکال از ما بود و نخوردن سنجد و همه چیز را به دقیقه‌ی نود سپردن، حالا تقصیر روزگار است و بعضی آدم‌هایش. با نقشه و فایل‌های DWG و کاغذهای درهم‌ریخته‌ی روی میز و تکسا شروع می‌شود و موسیقی متن‌اش می‌شود «به تماشای آب‌های سپید»؛ نه دلتنگی برایت می‌گذارد و نه فکر و خیال. مهربان اگر باشی با خودت، چند دقیقه‌ای میان نقشه‌های سازه و معماری و متره‌های تاسیسات، خودت را مهمان می‌کنی به یک‌دست Beach Head 2002؛ بی‌وقفه شلیک می‌کنی و سربازها یکی یکی می‌افتند روی زمین و تانک‌ها و نفربرها منفجر می‌شوند و تو کم‌کم وجشت می‌کنی از آدم‌هایی که در ذهن تو به جای سربازهای بازی گلوله می‌خورند و تمام می‌شوند.
این تمام آن چیزی است که قرار است رنگ جمعه‌ی تو را عوض کند، وقتی منتظر کسی نیستی و موسیقی متن روزت، «به تماشای آب‌های سپید» است...

لينک مطلب | 7:17 PM