« در جستجوی روان از دست رفته... | صفحه‌ی اصلی | نمایندگان شریف ملت »

The Persian Connection

August 31, 2009

امروز مي‌بينيد يكي از چيزهايی كه در بحث تهاجم فرهنگی مورد توجه نهادهای اطلاعاتی و امنيتی دشمن قرار گرفته توجه به هنر و استفاده از مسائل هنری در مباحث امنيتی و اطلاعاتی است و اين يكی از ضرورت‌هاست كه ما برای مقابله‌ی با آن نياز به ارتباط با مجموعه‌ی هنری و فرهنگی كشور داريم.

«حجت‌الاسلام والمسلمين حيدر مصلحی- وزیر پیشنهادی اطلاعات»



نظرها

قراره دیگه همون یک ذره اعتمادی هم که بین مردم بود از بین ببرن! تو خونه هم کسی به خواهر و برادر خودش هم اعتماد نکنه . درست مثل رمان 1984 ارول!

سلام
مسئله تهاجم فرهنگی را اینها چندین سال هست که مطرح می کنند ولی چون نمی خواهند چند نفر کار بلد را برای جلوگیری از این کار به کار بگیرند همیشه در طرحهایشان شکست می خورند

نگفتن برای همکاری دقیقن باید به کجا مراجعه کنیم؟ حتمن برای استخدام آگهی می زنن نه؟ خبرم کن.

پدرام: والله از ظهر به همین فکر می‌کنم، به نتیجه‌ای نرسیده‌ام هنوز.

سلام
شديدا ذهنم درگير اين نكته است كه چه كسي بند 2 پست قبليت رو كه از مصاديق بارز تهاجم فرهنگيه به دست مياره؟!
چند روزيه ذهنمو بعد جوري درگير كرده............

پدرام: خیلی خودتان را اذیت نکنید، این بازی‌ها با مجوز ارشاد منتشر شده‌اند. بعد هم یک چیز دیگر، حالا یعنی من باید از این کامنت بترسم و ذهنم درگیرش بشود؟!

يعني رسما بيچاره شديم..

خدا به خیر بگذرونه....
چیز بیشتری نمیشه گفت

بگذار بیایند، همچین با آغوش بازی ازشان استقبال کنیم خودشان حظ کنند!

نکند این ها فکر کرده اند همه ی هنری های این آب و خاک نویسنده ی «کافه پیانو» اند؟ نمی دانند هدایت ها و شجریان ها همیشه الگوی باب دندان تری بوده اند برای نسل های خسته؟ که اگر شد قلم را زمین می گذارند و صدا را توی حنجره زندانی می کنند ولی دم به تله نمی دهند!؟

من یه نسخه از این کتاب مرگ بازی را می خواهم..لطفا همین کامنت را به جای ایمیل بپذیرید..

نمی شد اون پایین یه عکس بهتر می ذاشتین؟؟

پدرام: نه نمی‌شد! بهش می‌گویند محدودیت، همان چیزی که باعث شده شما هم بی‌نام و نشان کامنت بگذارید.

اینا چرا همچین حرف می زنند؟ کلی فعل و اسم و صفت رو به قرینه حذف می کنن؟ صد بار باید خوند تا فهمید منظورشون چی بوده تاه بعدا اینها میان هر [...] به ملت قالب می کنن!
بی خیال بابا اصلن!

چه خوش بگذره بعد از این!

هر دم از اين باغ بري مي رسد

مضحکه و خیلی احمقانه که من هنوز فکر میکنم اینها خودشون خودشون رو دارن نابود میکنن و این وضعیت نمیتونه مدت زیادی دووم پیدا کنه. نمیدونم این امید پوشالی چرا هنوز در دل من وجود داره؟؟!!!

نباید ترسید. می‌خوان فقط با ما ارتباط(!) داشته باشن. چیزی نیست که. نترسید!

ميدوني به نظرم بايد از روزي بترسي كه ديگه نشه تو اين مملكت كتاب و بازي بدون مجوز و دي وي دي و همين اينترنت نيم بند رو گير آورد.
راستي به نظرم بر همه ما واجبه كه تا اونجا كه ميتونيم و در حد بضاعت همت عاليه (چي شد!) كتاب بخريم كه همين روزهاست كه كتاب خوان و كتاب خواني هم از مصاديق بارز موجب وحشت بي دليلت از نظر قبليم بشه! (تو با جمله بنديه من مشكلي داري؟! حلش ميكنم واست) بابا جون منظورم اين كه شديم فارنهايت 451 هيچكسم نيست به دادمون برسه.

aghaye rezaezadeh shoma ta key mikahid hers bokhorid

گل بود و به سبزه نیز آراسته شد... !

من بیشتر یاد کتاب میرا افتادم.به نظرم فضا ممکنه بسیار خفقان آورتر ازقبل بشه اما ما همیشه راهی پیدا می کنیم تا فیلم ها و کتابهایی که می خوایم رو بدست بیاریم.در شرایط فعلی حرص خوردن کمکی نمی کنه.باید صبور بود.مثال جزئی و بی اهمیتش میشه گشت ارشاد.اون اوایل به نظر تمی اومد بشه دوباره زندگی کرد،به خیابون رفت وآرامش داشت.اما گذشت.گیرم کمی سخت

سلام
اگه دوست داشتین بعد از یه سری هم به روان به زنید. www.urvan.blogfa.com

زیرکی را گفتم این احول بین خندید و گفت/صعب روزی !بوالعجب کاری!پریشان عالمی

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)