بخوان، بخوان!
هوشنگ گلشیری شاعر را بعضی شاید نشناسند؛ از این بعضی، سهم هم سن و سالهای من بیشتر است احتمالا، که به چیزی جز آنچه در کتابخانهها و کتابفروشیها دیدهاند، دسترسی نداشتهاند. آنچه میخوانید آبان ماه 1346- با همین رسمالخط - در ماهنامهی پیام نوین منتشر شده است.
قناری من
چه سالهاییست
تو را که دیگر نیست
امیدِ بال گشودن در آبی ِ آن دور
مرا که بی قفسی حتی
تمام ِ سال از این کوچهباغ میگذرم
قناری من
بهانه را که بمانیم دور از آن آبی
بخوان بخوان که مرا خود بهانه خواندنهاست
که لانه سازی این مرغ در گذرگه این باد
و زندهرود که جاری است تا دل مرداب.
« صفحهي بعدي | صفحهي قبلي »
لينکده
- آموزش داستاننویسی به سبک فرهاد جعفری
گفتمگفت
- قصههایی قدیمی در ساحتی مدرن
دربارهی پرسه زیر درختان تاغ- شاهرخ گیوا
- با «فرهیختگان»، یکی دو ساعت بعد از اعلام نتایج جایزهی بنیاد گلشیری
حرفهای حامد اسماعیلیون، پیمان اسماعیلی و من
- هراس از جشن سادهی تولد
یادداشتی خواندنی از پوریا عالمی
- برگزيدگان نهمين جايزهی هوشنگ گلشيری معرفی شدند
آنجا که پنچرگیریهای تمام میشوند، آویشن قشنگ نیست، برف و سمفونی ابری، مرگبازی


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)