« سنگی با نام همهی دخترهای آبان 53 | صفحهی اصلی | ... »
روز از نو...
August 7, 2009
گفتم میروم سفر، دور از این همه خبر بد و فکر خیال، چند روزی نفس میکشم، Reset میشوم و بر میگردم؛ حالا همه چیز روبهراه است و تحت کنترل، گیرم آن بالا نوشته شده باشد Safe Mode!
لينک مطلب | 7:33 PM
لينکده
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان
- هشت کتاب در دور نهایی جایزهی هفتاقلیم
مهر
- تا هر لحظه هوس کردم عاشقت باشم
ازدواج- شعری از مجتبا پورمحسن
- بازی کردن با آبروی یک صنف فرهنگی
کاوه فولادی نسب

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)