« ‌قانون تعيين ضوابط و شرايط وزير اطلاعات | صفحه‌ی اصلی | سنگی با نام همه‌ی دخترهای آبان 53 »

خواب، تنها خواب...

July 29, 2009

خواب‌های با لورازپام، خواب‌های بی تو...



نظرها

من تو را دوست دارم
تو دیگری را
و دیگری مرا
و همه ما تنهاییم ...

چی می‌گی تو، سر سپرده‌ی حکومت؟

پدرام:
ظاهرا اشتباه گرفته‌اید، حق هم دارید، پلاک‌ها عوض شده‌اند و همه گیج می‌خورند! جنابعالی هم که انگار تازه از خواب بلند شده‌اید، بروید سرکوچه...

سلام. شما را به نشانی نامعلوم دعوت می کنم در این ایام تلخ

سلام آقاي رضايي زاده
نمي دانم چرا اين روزها اين قدر كم مي نويسيد...
بهر حال ما كه دوستتان داريم
منتي هم روي سر ما بگذار و اگر وقت كردي نوشته هايم را در روهان بخوان كه سخت محتاج نظرت هستم كه مي دانم هميشه بديع و تازه هست.
با احترام
مهدي پدرام

بخواب هلیا... دیر است...

خفتيم / اما ديگر سر بر نداشتيم

اصولا تنها خواب های زیبا خواب کسی است که دوستش داریم. من که این جوری فکرمی کنم. حالا شاید رمانتیک به نظر برسم.

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)