« از دفتر خاطرات یک دیکتاتور | صفحهی اصلی | تو را نگاه میکنم... »
رستگاری در کهف
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
زمانی را به خاطر بياور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگار! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راهِ نجاتی برای ما فراهم ساز!
«سورهی کهف- آیهی 10»
اینجا مدتی به روز نمیشود.
لينکده
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان
- هشت کتاب در دور نهایی جایزهی هفتاقلیم
مهر
- تا هر لحظه هوس کردم عاشقت باشم
ازدواج- شعری از مجتبا پورمحسن
- بازی کردن با آبروی یک صنف فرهنگی
کاوه فولادی نسب

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)