« بازگشت | صفحهی اصلی | آرزوهای بزرگ »
دیوانگی و چیزهای دیگر
June 27, 2009
شقیقههای آینه سفید شدند
خنزرپنزریهای عالم،
یک داستان تازه در بساطتان نیست؟
کمی عین،
اندکی شین یا
چند قاف حتی؟
«تابستان 88»
نظرها (23) |
لينک مطلب | 10:34 PM
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
پیر مرد خنزرپنزری بوف کجایی ؟؟
نیما | June 27, 2009 11:09 PM
همه لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق آی عشق
چهره ی آبی ات پیدا نیست ...
شعر قشنگی نوشتی، برای این روزهای سخت، برات کمی عشق آرزو میکنم :)
شملک | June 27, 2009 11:15 PM
خیلی ساده لطیف و گویا بود, کلی به دل نشست, ممنون
سوده | June 28, 2009 12:08 AM
سلام
قشنگ بود. دوست داشتم یک چیز قشنگ هم من برایت بگویم که دیدم نفر قبلی گفته. بنابراین من هم برایت عشق آرزو میکنم، و یک کمی بیشتر!
صادق صادقی | June 28, 2009 12:45 AM
...قشنگ بود خیلی!...مرسی
191 | June 28, 2009 9:50 AM
توی این روزهای تلخ، چقدر دلنشین بود. ممنون
لیلا | June 28, 2009 10:34 AM
جانا سخن از زبان ما می گویی
سحر | June 28, 2009 11:21 AM
گاهی کنار سایه همسایه کمی آرامش تجربه می کنی که در خانه خودت نیست ... سلام و به امید روزهای بهتر برایت ... برایم ... برایمان
آتوسا | June 28, 2009 11:23 AM
وَه!چقدر من اين شعر را هستم!چقدر خوب كه امروز هم آمدم اينجا و حالا...نگويمش بهتر است...
...
نسيم | June 28, 2009 11:54 AM
اینها رسما زدن به سیم آخر...
مهتاب نصیرپور و هما روستا بازداشت شدهاند
http://www.etemaad.ir/Released/88-04-07/151.htm#150250
فرجالله سلحشور خواستار نظارت بیشتر بر هنرمندان شد
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=20990
neverland | June 28, 2009 12:36 PM
زيبا بود،مثل صد سال تنهايي
نينا | June 28, 2009 1:12 PM
چه خوب
كه هنوز هستند
مردماني از جنس نور
تا لا به لاي اين روزهاي گند گرفته
پي چند حرف وا مانده باشند
حتي اگر
به واژه شدن قد ندهند
...
عالي بود ؛ ممنونم
آرش | June 28, 2009 5:39 PM
کو عین ؟ کو شین و قاف دور است خیلی
با نام موقت تیره پوست | June 28, 2009 6:23 PM
این دوران تنها واقعیتی که تایاب است همین است
گویا سر همان قله ی قاف است
عشق........
زن | June 28, 2009 10:55 PM
کمی نفس کشیدم
با
نوشته تان
.
.
در این بحبوحه
که چیزی جز تاریکی نیست
چیزی جز بهت و غم جاری نیست
همین گفتار
همین پرسش
نفس ام را اندکی تازه کرد
کورسوهای امیدی هست هنوز . . .
.
.
مرسی
شهرزاد | June 29, 2009 2:50 AM
در همین باب (!!) نوشته ایم:
http://havva12.persianblog.ir/post/154/
پی نوشت: ممنون که می نویسید. ممنون که هستید.
حوا | July 1, 2009 11:12 AM
چه دلنشین است حروفی که دم از آرامش می زنند در این روزهای متلاطم. چه صدای خوشی دارد عشق و حروف ملیحی.
حمید | July 1, 2009 9:15 PM
سلام
شعر زیبایی بود
من وبلاگم چندان خواننده نداره ..می خواستم یه پیشنهاد بدم
بخاطر این که ارشاد دولت نهم خیلی در حق فیلم در باره الی ظلم کرد و اخراجی های [...] ده نمکی را حمایت کرد ما هم تصمیم بگیرم بریم سینما و همه از فرهاد جعفری حمایت کنیم.. میشه لطفا این پیشنهاد رو مطرح کنید؟
پدرام: اگر پست های قبلی را بخوانید, می بینید که قبلا دیدن «دربارهی الی...» را پیشنهاد کردهام.
ماهو | July 2, 2009 10:44 AM
ببخشید منظورم اصغر فرهادی بود :)
پست قبلیتون خونده بودم اسم [...] جعفری تو ذهنم بود :))
ماهو | July 2, 2009 10:51 AM
واقعا انتظار زیادی نیست که جملات آدم را درست بفهمند. اما تو این روزگار و شرایط خیلی انتظار زیادیه.
خروس | July 2, 2009 4:49 PM
به احترام انسان بودنت و به احترام تنها یک کلمه از کتابت دوست دارم با احساس دردی که از عصبانیتت میکشی باهات همذاتپنداری کنم؛ تنها با همین جمله که زمزمه این لحظههایم است:
دلت به انتظار دشتهاست.
مرد مختصر.
فرزاد | July 2, 2009 9:06 PM
آقا پدرام از اين كه كتاب آدم مستقلي مثل تو رو خوندم حال كردم. امثال آقاي جعفري ميخواهند كينههاي ديدن نشدن اش را در طول هشت سال اصلاحات خالي كند. من دركش ميكنم. كافه پيانو هم فراموش خواهد شد مثل...
مهدي پدرام | July 3, 2009 10:35 AM
آخ گفتی...
اما چند وقتی است آرزویش را ندارم،بس که نوع مجازیش فریبم داد...آخر می دانی که کم شبیه هم نسیتند...
بگذریم...
سمانه | July 3, 2009 12:07 PM