« خرده ریز خاطرهها | صفحهی اصلی | دیوانگی و چیزهای دیگر »
بازگشت
باید یک جایی برگشت به زندگی؛ نه، قرار نیست چیزی را فراموش کنیم، قرار نیست ببخشیم، اما نباید فرسوده شد، برید و از پا افتاد. «دربارهی الی...» به نظرم میتواند نقطهی عطف این روزهایمان باشد، یک مکث کوتاه برای کنار هم بودن و فیلم دیدن، فرصتی برای نفس گرفتن شناگری که نمیخواهد از نفس بیفتد. بیایید قرار بگذاریم، گروهی برویم دیدن «دربارهی الی...»، فیلم تلخی است، اما ما باید نفس بکشیم، یک نفس عمیق...
لينکده
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز
- قدر این شبها
اگر پاسبانی که در تاریکی سوت میکشد، پسر من بود
- شما نمیدانید چهقدر عجیب است، دردناک است، که مامانم برای بابام گریه کند...
بهناز میم
- یکشنبه منتشر شد
اولین رمان آراز بارسقیان
- پایان کار ایکاروس
حرف خیلیهاست به گمانم- خواب بزرگ


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)
نظرها
در همین راستا
http://lahhzeh.blogfa.com/post-677.aspx
اما سخت است. خیلی سخت.
neverland | June 24, 2009 9:55 PM
همه با هم بریم درباره الی رو ببینیم بعد همه با هم گریه کنیم، گریه کردن دست جمعی معجزه میکنه. شاید یکم این بغضی که داره خفه مون میکنه آروم بشه
شملک | June 24, 2009 10:23 PM
هر چند من روز آخری که ایران بودم دیدمش، ولی باز هم جای ما رو خالی کنین...
ولگرد | June 24, 2009 10:24 PM
با همه این حرف ها در باره الی دیدنمان نمی آید.
زیاد منتظرش ماندیم, بد وقتی آمد.
آیلا | June 24, 2009 11:19 PM
رفت و برگشت؟ با وَن یا اتوبوس؟ خوراکی و بیمه هم هست؟...
یادش بهخیر:(:(
خیاط | June 25, 2009 12:10 AM
سلام.
خيلي خوشحال شدم كه بالاخره يكي درباره الي رو ديد!
من روز انتخابات بعد از راي دادن رفتم ديدم. يه برداشت خاصي از فيلم داشتم كه دوستم باهاش موافق نبود. خيلي دلم ميخواست ببينم نظر بقيه در اين خصوص چيه و آيا كسي مثل من ديده يا نه.
خوشحال ميشم اگه نظرتو بگي.
***
به نظر من اون مردي كه به عنوان نامزد الي معرفي شد، نامزدش نبوده. چند تا دليل هم دارم كه البته شايد چون خيلي از ديدنش گذشته همش اون جور كه بايد يادم نباشه.
يكي اين كه توي فيلم گفته شده بود كه خونواده الي نامزد الي رو قبول داشتن و خود نامزد هم الي رو دوست داشته و فقط الي اونو نمي خواسته. خب پس اگه خونواده الي نامزد رو ميشناختن و در جريان بودن پس چرا اون مرد به دروغ گفت كه برادر اليه؟ اگه مساله خصوصي نبوده پس پنهان كردن نسبت نامزدي با الي دليل نداشته. بعد اين كه چرا اون مرد وقتي به هم سفرهاي الي رسيد در قسمتي از فيلم اسم الي رو از اون ها پرسيد؟ انگار كه خودش اسم الي رو نمي دونست و از موقعيت مي خواست استفاده كنه و غير مستقيم اطلاعاتي در مورد الي بگيره. بعد اينكه چرا تا توي اتاق تنها شد رفت سراغ موبايل و به نظر من رسيد كه ميخواست رد خودشو از روي موبايل الي پاك كنه كه همسفري الي اومد تو و اون حركت مشكوكش رو متوقف كرد. بعد اين كه چرا از خبر كردن پليس استقبال نكرد و اصولا اون جور كه بايد خر بقيه رو نگرفت و هي گفت پليس خبر نكنين بعدا خبر مي كنيم. بعد اين كه چرا ساك الي رو كه توي اون جمع تنها نشونه از الي بود با خودش برد كه به نظر من مي خواست ردي از اون آدم مجهول جلوي بقيه باقي نذاشته باشه كه بعدا مثلا پليس رو به سمت اون بكشه. بعد اين كه كلا قيافه اون آدم به نظر من مشكوك بود و هي با سوالاش مي خواست بفهمه الي تا چه حد اونو جلوي ديگران لو داده و جمع از اون تا چه حدي ميدونن و آيا رفتنش ردي ازش بين اونا باقي ميذاره يا نه.
به نظر من اين طور رسيد كه اون مرد يه مزاحم يا كلاهبردار يا خلاصه يه آدم اضافي توي زندگي الي بوده و نامزدي هم اگر داشته كس ديگري بوده و احساس كردم الي مرد بدون اين كه كسي از خونوادش بفهمن و ديگران رو حساب اين كه نامزد اون كه از نظر من نامزدش نبودهدر جريان هست به كس ديگه نگفتن.
دوست من عقيده داره كه اون مرد نامزدش بوده اما من در تك تك صحنه هايي كه اون مرد رو مي ديدم بهش شك داشتم و به نظرم نامزد يا فردي نزديك نبود و بيشتر مثل يه مزاحم فضول بود كه مثلا شايد ميخواسته با الي باشه اما الي بهش رو نداده بوده و حالا از جريان براي گرفتن اطلاعات از الي و پاك كردن رد گذشتش با الي استفاده كرده.
خوشحال مي شم اگر نظر تو رو در مورد ديد خودم بدونم و اين كه برداشت تو چي بوده.
ممنون
متين كاشاني فريد | June 25, 2009 10:52 AM
می خواهیم نفس عمیق بکشیم اما با دستی که گلو را می فشارد چه کنیم؟ می خواهیم نفس عمیق بکشیم اما با دود خیابان ها که ریه را پر می کند چه کنیم؟ می خواهیم نفس عمیق بکشیم اما با هق هق گریه که مجال نمی دهد چه کنیم؟
مرتضی اصلاحچی | June 25, 2009 12:15 PM
چقدر بعضيا پيچيده اند آيا ؟؟!! خطاب به به كامنت مفصل بالا !!!
موافقم با نظرت ولي خودم دوبار ديدم يكبار قبل از انتخابات يكبار بعد از انتخابات و چقدربين اين دو بار تفاوت وجود داره ! راجع بهش اينجا نوشتم :
http://blog.360.yahoo.com/blog-K_oUC6czcqEhMliN.ITzVStgDRk_?p=450
مينا | June 25, 2009 12:45 PM
من يك بار قبل از انتخابات و يك بار هم ديروز فيلم رو ديدم. راستش بدجوري با حال و هواي اينروزا و برداشت هامون از شرايط جامعه مي خونه. "درباره الي" قرباني زمان اكرانش شد اما از يك طرف درد جامعه و مشكل اصلي رو بيان مي كنه.
مهناز ميناوند | June 25, 2009 1:36 PM
حس مشترکیست.
مرد مختصر.
فرزاد | June 25, 2009 6:13 PM
تلخو تاثیر گذار.
اتفاقی که ممکنه بیفته و ما هم ممکنه خیلی زیاد ممکنه که ما هم مثل اونا به الی خیانت کنیم.من دارم به این فکر میکنم.
سحر | June 25, 2009 7:16 PM
تلخ...نفس گیر...پرهیاهو و آرام..
مهشاد | June 25, 2009 9:04 PM
دیدم، افسرده شدم. سخت بود نفس کشیدن بعد از آن...
بهار | June 25, 2009 11:54 PM
دو بار دیدمش...درباره ی الی تنها سوالی بود که جوابشو نگرفتم!کسی گرفت؟
سمانه | July 3, 2009 4:26 PM
اون مرد نامزد الی نبود.اما باید درباره الی رو دید و دوباره دید
سایه | July 15, 2009 1:32 AM